ایستراگمارولمقالاتویژه

ایستراگ ها و نکات مخفی فیلم انتقام جویان: پایان بازی-قسمت اول

دقیقا 11 سال پیش بود که دنیای سینمایی مارول با اکران فیلم مرد آهنی شکل گرفت و استودیو مارول ما را به دیدن فیلم های بینظیر و جذاب خودش دعوت کرد, ابرقهرمانان دوست داشتنی ما نیز در این 11 سال با چالش های سختی روبرو شدند و این چالش ها در فیلم انتقام جویان: جنگ بینهایت به اوج خودش رسید.

تانوس که در جنگ بینهایت نصف جمعیت جهان و عده ای از ابرقهرمانان را پودر کرد, حالا به سزای عمل خود در پایان بازی رسید اما ابرقهرمانان باقی مانده خواستار برگشت پودر شدگان بودند و آنها راه طولانی و داستان های زیادی را پشت سر گذاشتند.

با مقاله جذاب ایستراگ ها و نکات مخفی فیلم انتقام جویان: پایان بازی با ما همراه باشید:

دختر کلینت بارتون

از همان سکانس ابتدایی این فیلم مشخص بود که قرار است اتفاق خاصی برای کلینت و خانواده اش بیفتد. کلینت در حال آموزش تیراندازی به دخترش بود و لایلا بارتون نیز استعداد های خودش را به خوبی شکوفا کرد. بعد از اینکه با خبر شدیم که قرار است سریال اختصاصی هاکای ساخته شود و او در این سریال همانند دنیای کمیک بوک به شاگرد خود یعنی کیت بیشاپ تیراندازی را آموزش بدهد, این سکانس فیلم به نظر شبیه به یک جوک مسخره می آمد. بازیگر لایلا بارتون نیز اوا روسو دختر کارگردان این فیلم جو روسو است که دختر دیگر او نیز در فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی حضور داشت

هاکای

در صحنه های ابتدایی فیلم پایان بازی, کلینت بارتون که از عملکرد دخترش لایلا در تیراندازی راضی به نظر میرسید, او را با نام هاکای صدا زد. جالب است بدانید این نخستین بار در فیلمی از دنیای سینمایی مارول است که نام هاکای بر زبان آورده میشود, البته در فیلم انتقام جویان محصول سال 2012 ,دکتر اریک سلویک در پاسخ به سوال نیک فیوری که از او پرسید: “مامور بارتون کجاست؟” پاسخ داد: “همون هاک رو میگی؟”

مچ بند مخصوص حصر خانگی

بعد از اتفاقات فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی, اسکات لنگ و کلینت بارتون که طرف استیو راجرز بودند, توسط دولت مجرم شناخته شدند و به حصر خانگی محکوم شدند. در فیلم انت من و واسپ ما اسکات لنگی را دیدیم که مچ بند مخصوص حصر خانگی به پایش بسته شده بود که همین مچ بند را در صحنه ابتدایی فیلم پایان بازی بر مچ پای کلینت بارتون نیز مشاهده کردیم که مسلماََ او در حصر خانگی به سر میبرد.

رعد و برق

درست مانند صحنه های پایانی فیلم انتقام جویان: جنگ بینهایت که در زمان پودر شدن ابرقهرمانان در واکاندا و در سیاره تایتان رعد و برق شدیدی شکل گرفت, در زمان پودر شدن خانواده یه هاکای و همچنین دیگر مردم زمین رعد و برق شدیدی شکل گرفت که صدای آن به گوشمان رسید.

آهنگ Dear Mr.Fantasy

آهنگی که بعد از صحنه ابتدایی فیلم و در تیتراژ نشان دادن لوگو استودیو مارول پخش میشود, Dear Mr.Fantasy نام دارد و این آهنگ متعلق به گروه Traffic است. متن ابتدایی آهنگ هم به شرح زیر است:

Dear Mr.Fantasy play us a tune, Something to make us all happy, Do anything take us out of this gloom, Sing a song, Play guitar

این نبیولای دوست داشتنی

نبیولا دختر ثانوس که بی مهری واقعی را از پدرش کشید, حالا در حال وقت گذراندن با تونی استارک در بنتار (سفینه محافظان کهکشان) و در حال بازی کردن است. واقعا اون نبیولای بی رحم کجاست که مدام به خواهرش حسادت میکرد و سعی در نابودی او داشت؟ واقعا با کارهای شرارت انگیز نبیولا در فیلم های محافظان کهکشان, صحنه بازی کردن او با تونی استارک عجیب به نظر میرسید!

شبکه اجتماعی

زمانی که تونی در حال ضبط پیام برای همسرش پپر پاتس بود, به او گفت که اگر این پیام به دستش رسید, اون رو توی شبکه های اجتماعی منتشر نکنه. البته که تونی از این کار بدش میاد, صحنه ابتدایی فیلم مرد آهنی رو به یاد بیارید, زمانی که تونی در ماشین بود و سرباز کنار دستش از او تقاضای عکس انداختن کرد. تونی استارک که با کمال میل قبول کرده بود به اون گفت این عکس رو توی شبکه اجتماعی MySpace نگذارد!

کلاهخود زره مرد آهنی

تونی استارک با کلاهخود زره اش که وضع جالبی هم نداشت به اون شکل برای پپر پیغام گذاشت تا شاید توسط کلاهخود یکی دیگر از زره هایش, پپر آن پیغام را دریافت کند. در فیلم مرد آهنی 3 نیز تونی بعد از زنده ماندن از حمله ماندرین به خانه اش, به جای دیگری پناه برده بود و برای پپر پیغامی گذاشت تا حال خود را به اطلاع او برساند. پپر هم بعد از پوشیدن کلاهخود یکی از زره های تونی, پیغام او را دریافت کرد.

22 روز در فضا

فیلم پایان بازی بیست و دومین فیلم دنیای سینمایی مارول است. این عدد چیزی را یاد شما نمی اندازد؟ زمانی که تونی در حال پیغام گذاشتن برای پپر بود به او گفت که 22 روز است در فضا گیر افتاده است, شاید نویسندگان و کارگردانان این فیلم با بکار بردن این عدد, به بیست و دومین فیلم دنیای سینمایی مارول یعنی پایان بازی اشاره داشته داشته اند.

Blue Meanie

انگار که هر چی نکته مخفی هست توی این پیغام تونی استارک برای پپر پاتس ئه! تونی که در حال پیغام گذاشتن برای پپر بود, نبیولا را با اسم Blue Meanie (پلید آبی) صدا کرد. پلید های آبی در واقعا سوسک های آبی رنگی در کارتون Yellow Submarine (زیر دریایی زرد) هستند که نماد آدم های پلید و شرور هستند که با ذات سابق نبیولا هم واقعا جور در می آید! نکته قابل توجه در این انیمیشن این است که این سوسک ها با زیر دریایی جادو ای خودشان به خط زمانی های مختلف سفر میکنند (درست مانند انتقام جویان!) و آنجا خرابکاری هایی را انجام میدهند.

تیشرت سیاه رنگ تونی استارک

تونی استارک زمانی که در حال درست کردن زره مارک 1 خود در غار و در فیلم مرد آهنی بود, یک تیشرت سیاه رنگ بر تن کرده بود. تونی در بنتار هم آن تیشرت را پوشیده بود.

آخرین حرف های تونی برای پپر

تونی استارک که در حال اتمام صحبت ها و پیغامش برای پپر پاتس بود, در فضا هم به فکر پپر بود و به او گفت که به فکرش خواهد ماند و همیشه او بوده که در ذهنش بوده است. تونی جمله اش را با گفتن Its Always You (همیشه تو بودی) تمام کرد. جمله ای آشنا از زبان تونی که آن را در فیلم مرد آهنی 2 نیز به همین پپر گفت. تونی در آن فیلم به پپر گفت که همیشه او بوده که برای ریاست صنایع استارک مدنظرش بوده است.

راکت و نبیولا

بعد از نجات یافتن تونی و نبیولا از فضا توسط کاپیتان مارول, راکت راکون و نبیولا که غم از دست دادن دوستان و خانواده هایشان را بر دوش میکشیدند, دست های همدیگر را در دست گرفتند و با هم همدردی کردند. درکس نیز در فیلم محافظان کهکشان بعد از ناراحتی راکت در غم از دست دادن گروت که از خود گذشتگی کرد و دیگر اعضای محافظان را نجات داد, دستی بر روی سر راکت کشید و با او همدردی کرد.

لباس جدید راکت راکون

لباس جدید راکت که خاکستری و قرمز رنگ است دقیقا از کمیک بوک های محافظان کهکشان الهام گرفته شده است. البته راکت یک شال قرمز رنگی نیز پوشیده بود, این شال متعلق به پیتر کوییل است که آن را در فیلم های قبل به همراه داشت

دکتر اریک سلویگ

زمانی که ابرقهرمانان باقی مانده در ساختمان انتقام جویان جمع شده بودند, به افراد مهمی که پودر شده بودند نگاه میکردند. دکتر اریک سلویگ هم انگار با خوش اقبالی مواجه نشده بود و توسط بشکن ثانوس پودر شده بود

دعوای تمام نشدنی تونی استارک و استیو راجرز

بعد از نجات یافتن از گیر افتادن در فضا, تونی استارک که احوال خوبی هم نداشت در ساختمان انتقام جویان حسابی از خجالت استیو راجرز در آمد و حرف هایی زد که ما دوباره یادی از گذشته بکنیم. فیلم انتقام جویان: عصر آلتران را به یاد بیاورید. تونی که بعد از حمله لوکی و چیتاری ها هنوز هم آن اتفاق را فراموش نکرده بود به بقیه پیشنهاد داد باید دنیا رو زره پوش کنند تا همه در امان بمانند اما استیو با این پیشنهاد مخالفت کرد و به تونی گفت با هم به جدال فضایی ها خواهند رفت ولی تونی وعده داد که انتقام جویان شکست خواهند خورد اما استیو باز هم جواب او را داد و گفت آن را هم با هم انجام خواهیم داد. حالا بعد از شکست انتقام جویان تونی این حرف ها را دوباره بازگو کرد و به استیو نشان داد که حق با او بوده است. همچنین تونی گفت خواب و خیالی را دیده بود که دوست نداشت آن را باور کند. در واقعا این کابوس را اسکارلت ویچ در فیلم عصر آلتران برای او درست کرد. دیدید که این خواب و خیال همچین الکی هم نبود!

همان تونی استارک سابق

در فیلم مرد آهنی, تونی استارک مغرور و خوش گذران قبل از تبدیل شدن به ابرقهرمان و نجات دادن دنیا, فقط به فکر خودش و پول در آوردن بود. در صحنه های ابتدایی فیلم پایان بازی نیز که تونی در فضا گیر افتاده بود, یک جورایی دیگر ابرقهرمان محسوب نمیشد و داشت برای نجات جان خودش مبارزه میکرد و دنیایی دیگر وجود نداشت که از آن محافظت کند. البته دیگر به فکر خوشگذرانی نبود!

گاردن

ثانوس که در جنگ بینهایت واقعا تبدیل به یک خدا شده بود, پس از انجام کار خود و پودر کردن نصف جمعیت دنیا, به منظور استراحت کردن و لذت بردن از باقی عمرش به گاردن رفت. جالب است بدانید گاردن در کتاب های مقدس و ادیان الهی به بهشت, مکانی برای تجدید حیات و … تعبیر میشود.

میانبر فضایی(نقطه پرش)

انتقام جویان که به فضا رفته بودند, از میانبر فضایی ای(Universal Neural Teleportation Network) عبور کردند که درست مانند آن را در فیلم های محافظان کهکشان و کاپیتان مارول دیده بودیم.

لباس کاپیتان آمریکا

لباسی که استیو راجرز در هنگام رفتن به فضا و برای گرفتن سنگ های بینهایت از ثانوس بر تن کرده بود, همان لباسی بود که در فیلم کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان بر تن میکرد.

پگی کارتر

استیو هنوز هم پگی کارتر را از یاد نبرده بود و حتی در فضا هم به آن یادگاری ای که از سال های پیش برایش مانده بود یعنی عکس پگی نگاه میکرد. او حتی در پایان بازی به آنچه دلش میخواست رسید و به گذشته بازگشت و همراه پگی زندگی خوبی را تجربه کرد.

مترسک

ثانوس که در گاردن به سر میبرد, مترسکی را با استفاده از لباس مخصوص خودش برای جنگ در مزرعه اش گذاشته بود. این صحنه که لباس او را نشان میداد دقیقا از صحنه ای به همین شکل در کمیک بوک الهام گرفته شده است, البته در کمیک بوک لباس ثانوس نبود بلکه عروسک مصنوعی ای از او بود.

قدم زدن در مزرعه

ثانوس در این صحنه مشغول قدم زدن در مزرعه اش و در حال چیشدن محصولاتش است. در واقعا این صحنه مشابه ای از فیلم های کریستوفر رابین و گلادیاتور است.

مکسیموس و ثانوس

مکسیموس در فیلم گلادیاتور, گلادیتوری است که برای بازنشستگی اش میخواست که زندگی آرامش بخشی را در مزرعه اش تجربه کند. خب ثانوس هم دقیقا برای بازنشستگی اش به گاردن رفت و در مزرعه ای زندگی کرد.

دروغگو نبودن ثانوس

زمانی که انتقام جویان به گاردن رفتند و از ثانوس سنگ های بینهایت را میخواستند, او به آن ها گفت که سنگ ها نابود شده اند. انتقام جویان که باور نکرده بودند و فکر میکردند او دروغ میگوید, ناگهان نبیولا از پشت ثانوس در آمد و گفت پدرش دروغگو نیست. میتوانید برای اثبات این قضیه به فیلم جنگ بینهایت رجوع کنید. ثانوس که از گامورا میخواست مکان سنگ روح را به او بگوید, با پاسخ منفی او مواجه شد. البته گامورا دروغ میگفت و معلوم شد که نقشه سنگ روح را حفظ کرده و سپس آن را سوزانده بود. ثانوس به گامورا گفت که دروغگویی را به او یاد نداده است که ثابت میکند خود او نیز دروغگو نیست.

باید سرم رو نشونه میرفتی

در سکانس های پایانی فیلم جنگ بینهایت, ثانوس که بالاخره داشت بشکن خودش را میزد, ناگهان ثور از راه رسید و استورم بریکر را در قلب او فرو کرد. اما این پایان کار ثانوس نبود و او در لحظات پایانی به ثور گفت باید سرم را نشانه میرفتی و سپس بشکن خودش را زد. در فیلم پایان بازی, انتقام جویان که حمله ناگهانی ای به ثانوس داشتند, بعد از اینکه نتوانستند سنگ های بینهایت را به دست آورند, ثور ایندفعه خطا نکرد و سر ثانوس را قطع کرد.

کامئو جو روسو

جو روسو کارگردان فیلم پایان بازی را در یکی از سکانس های فیلم مشاهده کردیم, صحنه ای که گروهی از مردم دور هم جمع شده بودند و درباره مشکلاتی که ثانوس برای آنها به وجود آورده است صحبت میکردند. استیو راجرز هم در آن جمع حضور داشت و به نظر میرسید وظیفه سم ویلسون که به مردم مختلف در فیلم کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان و در حل کردن مشکلاتشان کمک میکرد حالا به استیو رسیده است و به مردم در حل مشکلاتشان کمک میکند و آن ها را تشویق به ادامه دادن میکند. یکی از افراد این گروه جو روسو بود که قبل تر نیز نقش جراح نیک فیوری را در فیلم کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان بازی کرد.

کامئو جیم استارلین

یک کامئو دیگر هم در صحنه ای که آن گروه دور هم جمع شده بودند وجود داشت. در آن صحنه، همینطور که دوربین اعضای آن گروه از مردم را نشان میداد، لحظه ای مردی را مشاهده کردیم که چهره ای آشنا داشت. آن مرد کسی نبود جز جیم استارلین نویسنده کمیک بوک فوق العاده دستکش بینهایت و کسی که تایتان دیوانه و کیهانی را در سال ۱۹۷۳ و در کمیک شماره ۵۵ مرد آهنی شکست ناپذیر به هواداران هدیه داد. او کسی بود که جنبه کهکشانی و کیهانی دنیای سینمایی مارول را مدیونش هستیم و واقعا حق او بود که کامئویی در یکی از فیلم های مارولی داشته باشد.

یک موش ناجی انتقام جویان

با تشکر از موش داخل ون و زدن اتفاقی دکمه بازگشت اسکات، او از قلمرو کوانتوم بازگشت و سرنوشت جهان به دست یک موش رقم خورد. باید ببینیم دکتر استرنج در ۱۴ میلیون آینده ای که در جنگ بینهایت با استفاده از سنگ زمان مشاهده کرد که انتقام جویان شکست خواهند خورد، اینقدر ظرافت مانند این موش به چشم میخورد یا نه!

کامئو کن جیونگ

زمانی که اسکات لنگ از قلمرو کوانتومی بیرون آمد و از فضا و مکان اطرافش گیج شده بود, در مکانی شبیه به یک انباری حضور داشت که در واقع انباری وسیله های رها شده در خیابان ها بود. مقوایی که رویش نوشته بود {کمک} را جلوی دوربین آن انباری گرفت تا مسئول حفاظت آنجا، آن را ببیند و به داد اسکات برسد. احتمالا بیشتر هواداران نتوانستند بازیگر مسئول حفاظت آن انباری را بشناسند. بازیگر آن نقش کن جیونگ کمدین معروف هالیوود بود که ممکن است او را با بازی های خاطره انگیز اش در مجموعه پر طرفدار Hangover بشناسید. آقای جیونگ همچنین در سریال Community نیز نقش یک مامور امنیتی را بازی میکرد. جالب است بدانید دو تن از تهیه کنندگان اجرایی این سریال جو و آنتونی روسو بوده اند.

رمان The Terminal Beach (ساحل پایانی)

رمانی که کن جیونگ در حال خواندن رمانی بود, آن رمان در واقعا رمان ساحل پایانی اثر جی جی بالرد نویسنده مشهور بود که رمان های ایشان دارای تم داستان های آخرالزمانی هستند و به همین علت محبوب شده اند.

اسامی پودرشدگان ثبت شده

لیست نفراتی که گم شده و یا همان پودر شدگانی که اسکات در بین آن ها به دنبال اسم دخترش میگشت در واقع اسامی دست اندرکاران فیلم ها و سریال های مارول بود و همچنین شامل اسامی دست اندرکاران همین فیلم پایان بازی هم می شد.

کسی لنگ نوجوان

بعد از اینکه اسکات لنگ از قلمرو کوانتومی نجات یافت و آشفته و نگران به دنبال اسم دخترش در بین اسامی گمشدگان میگشت, با اسم خودش مواجه شد. اسکات آشفته و نگران به خانه کسی رفت و با تعجب با دختر نوجوان خود روبرو شد. پیش تر شایعه شده بود که کسی لنگ با بازی اما فورمن قرار است جانشین اسکات لنگ شود و به تیم انتقام جویان جوان ملحق شود.

ارتباط هولوگرامی

ناتاشا رومانوف بعد از شکست انتقام جویان و گذشت سال ها از آن اتفاق باز هم از کار های ابرقهرمانی دست نمیکشد و اطلاعت کسانی و یا چیزهایی را از افرادی مانند اوکویه میگیرد که برای کره زمین دردسر دست میکنند و همچنین به دنبال هاکای نیز میگردد. دستگاه و تکنولوژی هولوگرامی ای که ناتاشا با آن با ابرقهرمانان دیگر ارتباط برقرار میکند را پیش تر در فیلم کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان مشاهده کردیم.

احتمال اشاره شدن به نیمور و آتلانتیس

گفتیم که ناتاشا رومانوف از ابرقهرمانان دیگر گزارش اتفاقاتی که در زمین می افتد را میگیرد. در یکی از این گزارش ها، اوکویه با ناتاشا درباره زلزله ای که در زیر اقیانوس رخ داده است صحبت میکند که به نظر میرسید انتقام جویان نمیتوانند آن را کنترل کنند. ممکن است این قضیه به آتلانتیس و نیمور مربوط باشد و شاهد نیمور به عنوان یک ویلن باشیم؟ البته این تئوری توسط کریستوفر مارکوس نویسنده این فیلم رد شده است، با این حال پیش تر نیز شایعه شده بود که نیمور در فیلم های بلک پنتر ۲ و یا دکتر استرنج ۲ حضور خواهد داشت.

مدل موی متفاوت و مدرن کاپیتان مارول

مدل موی کارول دنورز که پیش تر بلند بودند ولی سپس بعد از چند سال کوتاه شده اند, انصافا بهش می آید و این کرکتر را بیشتر به نسخه کمیکی خود شبیه میکند. البته بعضی ها ماندد راکت از این موضوع استقبال نکردند!

کارول دنورز و رودی رودز

بعد از اینکه گزارش همه به غیر از رودی به ناتاشا تمام شد, کاپیتان مارول نگاهی به رودی رودز کرد و به او گفت <<موفق باشی>> در دنیای کمیک بوک, ما شاهد یک ارتباط عاشقانه ای بین رودی و کارول هستیم. امیدواریم این صحنه, بی ارتباط به رابطه احتمالی آن ها در آینده نباشد و این دو را در کنار هم ببینیم.

همان ون معروف

اسکات لنگ با همان ون معروف فیلم های مرد مورچه ای به مقر انتقام جویان و پیش استیو و ناتاشا رفت. شاید اگر این ون نبود, اسکات در قلمرو کوانتوم گیر می افتاد.

گرداب زمان

اسکات در حال توضیح دادن به استیو و ناتاشا بود که چگونه زنده مانده است و در قلمروی کوانتوم گیر افتاده است. اسکات به آن ها گفت زمان در قلمرو کوانتوم یک طور دیگر عمل میکند و چند سال سپری شده در دنیا فقط چند ساعت سپری شده در قلمرو کوانتوم است. برگردیم به صحنه بعد از تیتراژ فیلم مرد مورچه ای و واسپ. اسکات که در حال آماده شدن برای رفتن به قلمرو کوانتوم بود, ژانت وین داین به او گفت که در گرداب و حلقه زمان گیر نیفتد, چون اگر این اتفاق بیفتد, دیگر نمیشود او را نجات داد.

خانه و مزرعه ساده تونی استارک

درست همانطور که تونی در سکانس های پایانی فیلم عصر آلتران به استیو گفت, میخواست که در یک مزرعه و خانه ساده ای مانند خانه و مزرعه کلینت بارتون همراه پپر زندگی کند. خب این خواسته او انگار در پایان بازی محقق شده بود و او بعد از اتفاقات جنگ بینهایت در خانه و مزرعه ساده و زیبایی همراه خانواده اش زندگی میکند.

مورگان استارک

برعکس رابطه شکرآب تونی و پپر در فیلم مرد آهنی ۳، رابطه آنها در فیلم های مرد عنکبونی: بازگشت به خانه و جنگ بینهایت به خوبی پیش میرفت که در نهایت ممکن بود به یک بچه هم ختم شود. در صحنه های ابتدایی فیلم جنگ بینهایت، تونی با پپر درباره خواب و خیالی که دیده بود حرف میزد که در آن، پپر و او دارای فرزندی شدند و اسم او را مورگان گذاشتند که آن را از اسم عموی پپر برداشته بودند. در نهایت این رویا در فیلم پایان بازی به واقعیت تبدیل شد. مورگان در کمیک بوک های کلاسیک مرد آهنی هم حضور داشت اما بچه تونی استارک نبود بلکه پسر عموی او بود. مورگان در دنیای کمیک بوک حسابی به تونی حسادت میکرد و تبدیل به دشمن او شد و اسم خودش را Ultimo گذاشت. خوشبختانه این نسخه مونث از مورگان که در این فیلم دیدیم، آینده درخشان تری دارد و ممکن است جای خالی پدرش را پر کند.

مورگان استارک و پیتر پارکر

اولین بار که مورگان را مشاهده کردیم, او کلاهخود زره مادرش را بر تن کرده بود. این چهره او ما را یاد آن پسر بچه ای می اندازد که در فیلم مرد آهنی 2 حضور داشت و ماسک مرد آهنی را به صورتش زده بود. کوین فایگی نیز پیش تر تایید کرده بود که آن پسر بچه در واقع نسخه کم سن و سال پیتر پارکر بوده است.

بازگشت به آینده

زمانی که اسکات در حال توضیح به تونی برای اثبات ممکن بودن سفر های زمانی و سفر به گذشته بود, به او گفت که اگر این اتفاق بیفتد, فقط کافی است با نسخه زمان گذشته خودشان دیدار نکنند. این نکته در فیلم بازگشت به آینده 2 رعایت نشد, یعنی اینکه شخصیت های آن فیلم با نسخه خودشان در گذشته دیدار کردند. تونی که به اسکات گفت قوانین کوانتوم و سفر های زمانی طبق آن فیلم عمل نمیکنند اما بعد از مدتی انتقام جویان دقیقا مطابق کارهای شخصیت های آن فیلم را انجام دادند! ویلن آن فیلم درست مانند ثانوس در فیلم پایان بازی مشکلاتی برای شخصیت های آن فیلم درست کرد و در آخر از صحنه روزگار محو شد.

پروفسور هالک

از ترکیب بروس بنر و هالک در دنیای کمیک بوک، کرکتر سومی به نام پروفسور هالک به وجود آمد که در این فیلم نیز حضور داشت. بروس در این فیلم توضیحاتی را راجب تبدیل شدنش به پروفسور هالک داد. همانطور که او گفت، فرم جدیدی که با آن در ظاهر شده است از قدرت های هالک و هوش بروس بنر و کنترل داشتن بر خودش نشات گرفته شده است. میتوانیم قیافه انسانی بروس بنر را در پروفسور هالک ببینیم و همچنین او، صدا و ذهن انسانی اش را نیز در اختیار دارد. مشکلاتی که هالک برای بروس در جنگ بینهایت درست کرد را حتما به یاد دارید. بروس به هالک گفت که باید خیلی از مشکلاتمان را با همدیگه حل کنیم و همینطور هم شد و آن ها به توافق رسیدند و تبدیل به پروفسور هالک شدند.

بیماری ای به نام هالک

بروس که در حال توضیح دادن به استیو, ناتاشا و اسکات بود که چگونه به پروفسور هالک تبدیل شده, در صحبت هایش گفت در این سال ها به هالک به اسم یک بیماری نگاه میکرده است. این موضوع را میتوانید در فیلم هالک شگفت انگیز مشاهده کنید. بروس بنر که از هالک بودن خود ناراضی بود و حتی تا پای خلاص شدن از آن هم پیش رفت اما هالک از او دست نمیکشید.

خاطرات گذشته انگیزه ای برای ادامه کار

در فیلم مرد آهنی 2 درست زمانی که تونی نا امید شده بود و حرف های ضبط شده پدرش را مشاهده میکرد, ساختن یک راکتور جدید برای تراشه های درون قلبش به ذهنش رسید و آن را هم عملی کرد. تونی استارک در پایان بازی نیز به نگاه کردن به عکس خودش و پیتر و یاد آوری گذشته, تئوری سفر در زمان را امتحان کرد و به نتیجه هم رسید.

3000 تا دوست دارم

مورگان دختر تونی که داخل رختخواب بود, هنگام خوابیدن به پدرش گفت 3000 تا دوستش دارد. این موضوع شاید اشاره ای به میز های ورژن 3000 مرد آهنی باشد. البته اگر تعداد دقیقه های تمامی فیلم های تا به امروز دنیای سینمایی مارول را با هم جمع کنیم به عدد 3000 میرسیم!

به آرامش نرسیدن تونی

تونی که به نظر میرسید از کار های ابر قهرمانی خسته شده بود و به پپر هم گفت میخواهد استراحت کند, ما را یاد دوران قبل از مرد آهنی شدن او می اندازد, زمانی که به دنیا اهمیت نمیداد و فقط به فکر خودش بود. پپر هم به او گفت که نمیتواند به آرامش برسد, صحت این موضوع را در فیلم مرد آهنی 3 دیدیم که تونی کابوس نبرد نیویورک را میدید.

ماشین تونی

ماشینی که تونی استارک با آن به مقر انتقام جویان رفت, بسیار شبیه به ماشین نارنجی رنگی بود که در انتهای فیلم عصر آلتران آن را مشاهده کردیم. در واقع هر دو ماشین از کمپانی آئودی بودند.

موسیقی استفاده شده در فیلم کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو

موسیقی ای که در هنگام دادن سپر کاپیتان آمریکا به استیو پخش میشود, در واقع موسیقی استفاده شده در فیلم کاپیتان آمریکا: نخستین انتقام جو است که به خوبی حس و حال آن فیلم را برای مخاطبان تداعی میکند.

هاوارد استارک

زمانی که تونی سپر کاپیتان آمریکا را از صندوق عقب ماشینش در آورد و به استیو داد, به او گفت هاوارد استارک این سپر را برای تو درست کرده است و متعلق به تو است. در واقع سپر کاپیتان آمریکا را هاوارد استارک پدر تونی در فیلم کاپیتان آمریکا: اولین انتقام جو برای استیو ساخت و این سپر به نماد این شخصیت تبدیل شد.

آهنگ Supersonic Rocket Ship

آهنگی که در ابتدای وارد شدن راکت و بروس به آزگارد جدید پخش میشود, Supersonic Rocket Ship (سفینه فراصوت) نام دارد که توسط گروه The Kinks ساخته شده است. جالب است بدانید آزگاردی ها نیز با سفینه ای مجهز که به نام این آهنگ هم بی شباهت نیست از آزگارد نقل مکان کردند.

تونسبرگ آزگارد جدید

تونسبرگ که در کشور نروژ واقع است، به لطف فیلمبرداری بخشی از این فیلم در آن، به شهری توریستی تبدیل شده و محل کسب درآمد هم شده است. این شهر در این فیلم نه تنها خانه جدید ثور است، بلکه محل زندگی باقی آزگاردی ها هم محسوب میشود. بر روی تابلو ورودی این شهر عبارت آزگارد جدید نوشته شده است که بعد از ورود بروس بنر و راکت به این شهر مشخص است. همچنین این شهر پیشینه زیادی در دنیای سینمایی مارول دارد. در نخستین فیلم از سری فیلم های ثور، همانطور که واضح بود، اودین در این شهر بود که با فراست جاینت ها مبارزه کرد و همچنین این شهر، محلی بود که یوهان اشمیت(رد اسکال) تسراکت را پیدا کرد. تونسبرگ به شهر و محل مهمی در طی این چند سال در دنیای سینمایی مارول تبدیل شده است. این اتفاق در دنیای کمیک هم رخ داده است و آزگاردی ها بعد از نقل مکان کردن از آزگارد به شهر کوچکی در اوکلاهاما رفتند.

ثور با قیافه و استایلی جدید

بعد از دیدن قیافه جدید ثور در پایان بازی تقریبا همه هواداران شوکه شدند. ثور که بعد از اتفاقات جنگ بینهایت خودش را مقصر میدید, حالا فقط به فکر خوشگذرانی خودش بود و همینطور که والکری گفت, خیلی کم از خانه اش بیرون می آید. میتوانیم استایل این ثور را به جیم هاپر با بازی دیوید هابر در سریال Stranger Things و قیافه او را به راب زامبی موسیقی دان و فیلمساز آمریکایی تشبیه کنیم. تونی هم او را آقای لِبَوسکی صدا زد که کرکتری در فیلم The Big Lebowski با بازی جف بریجز بود.

لباس کورگ

صدا پیشه کورگ دوست داشتنی در دنیای سینمایی مارول کسی نیست جز تایکا وایتیتی کارگردان فیلم ثور: رگناروک. لباسی که او بر تن کرده بود دقیقا شبیه یکی از لباس هایی که بود که قبل تر آقای وایتیتی آن را پوشیده بود.

بازی Fortnite

کورگ در حال بازی کردن Fortnite یکی از برترین بازی های آنلاین حال حاضر جهان بود. قطعا این صحنه طرفداران این بازی را به وجد آورد.

رونین

ناتاشا رومانوف که در پی پیدا کردن کلینت بارتون است, او را در حال کشتن خلافکار های ژاپنی و به اصطلاح یاکوزا ها میبیند. نکته جالب در مورد کلینت این است که او دیگر هاکای نیست و تبدیل به رونین شده است و لباسش نیز تغییر یافته است, خبری هم از تیرکمان نیست. کلینت بارتون در دنیای کمیک بوک هم در رویداد جنگ داخلی به رونین تبدیل شد.

نجات کلینت بارتون

درست همانطور که ناتاشا کلینت را از این وضع نجات داد و او را از کشت و کشتار منصرف کرد, اگه به یاد بیارید کلینت نیز در حق ناتاشا همین کاری را کرده بود. در فیلم انتقام جویان 2012, ناتاشا برای لوکی تعریف کرد قبل از اینکه به سازمان شیلد بپیوندد یک جاسوس بود و دارای مهارت های خاصی بود. شیلد نیز کلینت بارتون را برای کشتن ناتاشا میفرستند اما کلینت به جای کشتن او کار دیگری انجام داد و ناتاشا به شیلد ملحق شد.

راچت

تونی راکت راکون را به اسم راچت صدا کرد. راچت در واقع کرکتر درون بازی Ratchet Clank است که بی شباهت به راکت هم نیست.

سنگ واقعیت و جین فاستر

زمانی که انتقام جویان در حال تشریح سنگ های بینهایت هستند, به سنگ واقعیت که رسیدند تصویر جین فاستر مشاهده شد. اگر به یاد بیارید جین فاستر در فیلم ثور: دنیای تاریک سنگ واقعیت را پیدا کرد و ایتر به درون بدن او رفت و ثور مجبور شد او را برای معالجه به آزگارد ببرد. عکس جین هم دقیقا همان عکسی بود که در فیلم انتقام جویان 2012 در سازمان شیلد بر روی یک کامپیوتر و در کنار مامور کولسون مشاهده کردیم.

بستنی بن و جری

هالک مشغول خوردن بستنی ای به اسم تجاری بن و جری بود. صحنه های ابتدایی فیلم جنگ بینهایت با حضور تونی استارک, دکتر استرنج, وانگ و بروس بنر را به یاد بیاورید. تونی به وانگ گفت من سر ترک لبنیات قسم خوردم ولی بن و جری یک طعم مخصوص به نام من زدند. واقعا باید شگفت زده شد که چطور استودیو مارول این نکته های ریز رو درون این فیلم جای داده است.

مشت های انتقام جویان

انتقام جویان مشت های خود را قبل از انجام سفر زمانی به نشانه اتحاد کنار هم قرار دادند. آن صحنه در واقع ادای احترامی به کاور کمیک بوک انتقام جویان جدید است. کمیک بوکی که اعضای گروه ایلومیناتی متشکل از دکتر استرنج, مرد آهنی و… درون آن قرار دارند و همچنین داستان این کمیک بوک به سنگ های بینهایت نیز ارتباط دارد.

نبرد اینشنت وان با چیتاری ها

زمانی که بروس بنر انتظار داشت با دکتر استرنج در نیویورک و در (Sanctum Sanctorum) روبرو شود, با اینشنت وان دیدار کرد. استاد بزرگ دکتر استرنج مشغول جنگیدن با چیتاری ها بود که تئوری کمک نکردن جادوگرانی مانند او در طی نبرد نیویورک را به کلی باطل کرد.

دیدار دوباره با جین فاستر

زمانی که ثور و راکت به آزگارد رفتند, ما دوباره ناتالی پورتمن را در قامت جین فاستر در دنیای سینمایی مارول مشاهده کردیم. او که بعد از فیلم ثور: دنیای تاریک با استودیو مارول به مشکل خورده بود و در فیلم ثور: رگناروک هم حضور نیافت, در این فیلم حضور داشت و در فرش قرمز و افتتاحیه هم حضور داشت. اخیرا هم متوجه شدیم که او در فیلم ثور: عشق و صاعقه حضور خواهد داشت و به ثور مونث تبدیل خواهد شد.

فریگا

فریگا مادر ثور که در زمان سفر ثور به گذشته و آزگارد با او دیداری داشت, این بار بیشتر از حضورش در فیلم های قبلی حرف زد! او در مجموع 28 دیالوگ در پایان بازی گفت که بیشتر از مجموع دیالوگ های دو فیلم ثور و ثور: دنیای تاریک بود.

به زودی با قسمت دوم این مقاله همراه شما خواهیم بود….


















نمایش بیشتر

‫13 نظرها

    1. یعنی شما تک به تک موارد رو بررسی کردی که میگی کپی شده؟
      و درضمن ایستراگ ها ایستراگه
      از نسخه به نسخه ی فیلم که فرقی نداره که شما هرکس رو دیدی اومده مقاله از ایستراگ های اند گیم زده
      یعنی کپی کرده
      لطفا بجای تهمت زدن سعی کنید یکم شعور و فرهنگ داشته باشین

    2. امیدوارم مدیرای این سایت فکر نکنن همه ی کاربرای اسپایدی اینطورین مثل این کاربر میثم هستن و این انگو به همشون بزنن چون من مفاله ی جفتتون رو خوندم از زحماتتون قدردانی میکنم و دلم میخواد جامعه ی کمیک اتحاد باشه و دوستی بخصوص و سایت و کانال بزرگ اسپایدی مارل ورس. به امید پیشرفت جامعه ی کمیک و دوستی بیشتر

    3. ما اونقدر بی عرضه نیستیم که مطالبمون رو از بقیه کپی کنیم
      خیلی طول کشید این مقاله رو درست کنم و انگ زدن به مارول یونیورس و من واقعا کار درستی نیست
      کمی شعور و فرهنگ داشته باشیم

  1. همونطور که میبینید موارد جدیدیو نسبت به سایت اسپایدی میبینیم که شاید تو قسمت دوم مقاله اسپایدی بیاد و این نکته رو باید توجه کنیم که استاد لقب شایسته ای برای اقای ترابی هستش و ما باید توجه کنیم که ایشون خدمت زیادی به کمیک بوک ایران کرده و ادم فروتنی محسوب میشه و دوما اینکه شما ادمینای با اخلاقی هستید و من دیدم که چطور با اعضای سایت تعامل دارید و سوما اینکه این سایت سایت کاملی هست ومقالات پر وپیمونی هم داره در آخر اینکه اجازه ندید حاشیه جلوی کار شما رو بگیره سعی کنید تعامل سودمند داشته باشید نه اینکه یه متن ضد سایت اسپایدی تو کانال بزارید مخلص شما یه دوست

    1. میشه بگین چه کمکی به جامعه ی کمیکی کردن؟ ایشون فقط و فقط یه سایت تجاری تولید کردن که ادعا میکنن سایت عالیه ما همین سایت مارول یونیورس رو داریم که از نظر من خیلی بیشتر به جامعه ی کمیکی کمک کرده توی اون سایت وقتی میگی فلان جا اشتباس میگن دیسی فن متعصبی در صورتی که تعصب از جان دیگری وارد میشه

  2. معلوم نیست شما چی نوشتی که اینطوری شده ولی تو سایت اسپایدی دی سی فن کم نیستن. قبول دارم سایت مارول یونیورس خیلی مقاله های فوقالعاده ای رو نوشته برای جامعه ی کمیک ولی به تعداد و تنوع سایت اسپایدی یک نگاه بندازین متوجه میشین آقای ترابی چقدر خدمت کرده مثل این میمونه که بخاطر حرف بد یک تیم فوتبال یا یک دین بگی همه ی افراد اون گروه اینطورین. امیدوارم مثل سایت اسپایدی و فرام انیمه که همکاری میکنن کدورتا برطرف بشه و ما همکاری ببینیم. از مدیرای سایت مارول یونیورس درخواست دارم که نذارن سایتشون مثل سایت کمیک اسکواد بشه بستر تخریب سایتای دیگه

    1. داداش برو اکثر مقاله هایی که اسپایدی زده را با مقاله های سایت هایی همچون CBR یا ScreenRant و یا ویکیپدیای دوست داشتنی مقایسه کن. مو نمیزنه. این همه مثلا ” اختصاصی ” ها در اصل ترجمه هست که چقدرش از ویکیپدیا ترجمه شده و اشتباهاتی از نظر کمیک بوکی داره.

  3. واقعا جالب بود
    ی چیز دیگه اگه در انتقام جویان پایان بازی دیده باشید مرد مورچه ای هم پیر شد و هم بچه و نوزاد
    کپ هم از این راه می تواند جوان شود 😐

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − شانزده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن