معرفی‌هامقالات

ده باری که جین فاستر ثابت کرد لیاقت لقب تور را دارد !!

کمتر از یک ماه پیش در کامیک کان سن دیگو 2019 بخش سینمایی مارول اعلام کرد فیلم تور: عشق و رعد ( Thor: Love And Thunder ) برای فاز چهارم این فرنچایز عظیم در نظر گرفته شده و قرار است تور جدیدی را در سینما ببینیم، جین فاستر بعنوان تور قادر ! حال سعی میکنیم به بررسی میزان لیاقت جین فاستر بعنوان تور بپردازیم.
همانطور که میدانید در دنیای کامیک بوک نیز جین فاستر به قلم جیسن آرون برای مدتی به تور تبدیل شده بود، جین با تمام کشمکش هایی که با ازگاردی ها طی سالیان دراز داشت نهایتا پس از آرک داستانی Original Sin و بی لیاقت شدن تور اُدین سان در تقابل با گور، قصاب خدایان بعنوان یکی از اهالی میدگارد به لیاقت بدست گرفتن میولنیر رسید و به تور قادر و توانا تبدیل شد.
در این راه نیز با سختی های بسیاری رو به رو شد و بارها و بارها توانمندی و لیاقت خود را بعنوان تور بیش از هر ازگاردی دیگر ثابت کرد.

10- وقتی که در اولین نبردش حضور پیدا کرد

فعالیت هایی که جین فاستر در همان روزهای ابتدایی خود بعنوان تور انجام داده بود گواهی بر لیاقتمندی او میباشد. جیسن آرون ( نویسنده ی کامیک های Mighty Thor ) در نخستین روزهای جین او را به نبردی سخت با غول های یخی به میدان میفرستد. جین میدانست که اوضاع خوب و قهرمانان روی زمین دچار مشکلات سختی شده اند. اما باز هم میولنیر را بدست گرفت و یک راست به سوی میدان نبرد رفت. در آن زمان هنوز طرز درست کار کردن با میولنیر را هم بلد نبود و تمرینی برای آن نداشت و حتی نمیدانست در صور نیاز داشتن، آیا نیروی پشتیبانی در کار خواهد بود یا نه! او موفق شد و خودش را در نبرد با این غول های عظیم الجثه ثابت کرد و همه را نجات داد.

9- نرفتن به قرارهای شیمی درمانی

بی شک میتوان جین فاستر را جز فداکارترین ابرقهرمانان تاریخ مارول قلمداد کرد. او هم بخاطر بخاطر نجات دادن مردم و حفظ جان بقیه از وجود و جانش مایه میگذاشت. سالیان پیش، مار-ول نیز اینگونه بود و بخاطر حفظ جان بقیه به سرطانی دردناک دچار شد و نهایتا از دنیا رفت؛ جین فاستر نیز به بیماری سرطان دچار است و هر دفعه که بخاطر نجات بقیه قرارهای شیمی درمانیش را نمیرود به یک تور لایق تبدیل میشود. بعنوان یک نابغه، جین به خوبی میداند که هر دفعه بدست گرفتن میولنیر باعث از بین رفتن اثرات داروهای شیمی درمانی در بدنش میشود و روز به روز او را به مرگ نزدیک تر میکند. با این حال همیشه بقیه را به خود ترجیح میدهد و معتقد است همیشه باید یک تور وجود داشته باشد ( There Must Always Be A Thor ) که این دیالوگ گواه بر برتری انسانیت به خدا بودن ازگاردی ها میباشد.

8- ایستادگی مقابل اُدین، پدر همگان

بلند شدن میولنیر توسط یک زن و یک غیر ازگاردی زیاد برای اُدین خوشایند نبود و او در ابتدا نمیخواست جین فاستر لقب تور قادر و توانا را به دوش بکشد. اُدین به مخالف با جین ادامه میداد و جین هم با او مخالف میکرد ولی با همه ی این مسائل از کمک به مردم، چه زمینی و چه ازگاردی غافل نمیشد. او سپس هم به صورت تور قادر و هم با ظاهر معصومانه ی خودش با اُدین با چکش و کلمات جنگید و ایستادگی کرد. جین با همه ی نادیده گرفتن های اُدین و سایر فرمانده های ازگاردی هر وقت به او نیاز داشتند در ازگارد حاضر بود و به مردمش کمک میکرد.

7- جنگیدن برای قلمروهای دیگر

اگر شما کامیک بوک های تور توانا ( Mighty Thor ) را دنبال کرده باشید؛ میدانید که اساس ایونت اصلی مارول در سال 2019، جنگ قلمروها ( War Of The Realms ) میباشد. جین فاستر نیز به محض اینکه از نقشه های ملکیث باخبر شد خود را در تلاطم جنگ قرار داد و به طلب جنگیدن و شکست دادن ملکیث همه ی توان خود را بکار گرفت. جین وظیفه ای برای حفاظت از سایر قلمروها نداشت و میتوانست تمام تمرکز خود را صرف حفاظت از زمین کند، اما او درد و رنج سایر قلمروها که بواسطه ی ملکیث ایجاد شده بود را نادیده نگرفت و برای کمک به آنها رهسپار سفری پر از رنج و خطر شد.

6- او در بیش از یک زمینه قهرمان بود!!

تنها راه قهرمان بودن فقط این نیست که با ابرشروران خبیث بجنگید و بتوانید سیاره را نجات دهید. بهترین و ارزشمندترین قهرمانان خود را در روزهای خوب و بد و نوسان های متلاطم زندگی نشان میدهند. جین با یک دوست عزیز و مرگ آور سروکار داشت. دوستی که از هر دشمنی که تابحال با آن روبه رو شده بود مرگ آورتر و در عین حال به او نزدیک تر بود، سرطان !
اما جین میخواست مطمئن شود آخرین روزهای زندگی خود را به زیباترین وجه میگذراند. همچنین برای مراسم تدفین خود برنامه ریزی کرد و با گزارشات هواشناسی مطابقت داد تا هوا بارونی و بد نباشد. یکی از لازمه های لایق بودن و قهرمان بودن این است که بدانیم در زندگی علاوه بر غم و غصه هایی که ابرشرورهای مختلف برای ما ایجاد میکنند، تراژدی های دیگیری هم وجود دارند که علاوه بر جسم؛ قلب و روح و تمام وجود شما را در برمیگرد و علاوه بر سکون ماندن جسم، امیدتان را هم مسکون میکند

5- حفاظت کردن از دشمنان !

عنوان این بخش ممکن است کمی گمراه کننده باشد. اما جین فاستر قهرمانی است که دقیقا میداند چه زمانی یک ابرشرور لایق مرگ است و چه موقع هم یک شرور باید هدایت شود و از زندگی خبیثانه نجات داده شود. برای مثال در سری کامیک های تور توانا ( Mighty Thor ) شروری کدهایی را برای متوقف کردن اتفاقات بد نگه داشته بود در نتیجه جین به امید اینکه بتواند بهترین راه حل برای مشکل را پیدا کند انها را از او پذیرفت. و از انجا که در این نبرد شرورهای بیشتری وجود داشتند نقشه طبق برنامه پیش نرفت اما حس شفقت و دلسوزی جین برای هیچکس تمامی نداشت و در نهایت توانست در چالشی که برای او ایجاد شده بو موفق شود.

4- نجات دادن ملکه ی الف های روشنایی !

یکی از اولین هدف های ملکیث در جنگ قلمروها، الفهایم ( قلمرو الف های روشنایی ) بود. از انجا که ارتش ملکیث جزئی از الف های تاریکی هستند همواره نبردی طولانی بین آنها و الفهایم وجود داشت و ملکیث ابتدا به نوعی ملکه ی الف ها را به ازدواج مجبور کرد و سپس سعی کرد او را بکشد. البته جین فاستر ملکه را نجات داد و از صدمات ذهنی که به ملکه طی این مدت القا شده بود با خبر شد. او به ملکه کمک کرد تا نیروی خود را بدست آورد.

3- تقابل با امپراطوری با شی آر

خدایان زیادی در سرتاسر دنیای مارول وجود دارند و از بین آنها خدایان شی آر هیچ شباهتی با خدایانی که زمینی ها میشناسند، ندارند. آنها بسیار ستیزه جو و به الوهیت خود اعتقادی راسخ دارند. آنها مورد تهدید تور جدید، جین فاستر قرار گرفتند و آنها نیز در پاسخ چالشی را طرح کردند تا ببینند چه کسی خدای بهتری است! اما چالش های خدایان شی آر بسیار غیراخلاقی بود و در این چالش ها تمدن هایی را به طور کامل از بین میبردند و زنان و کودکان را سلاخی میکردند. اما جین کاری که آنها میخواستند را انجام نداد و در عوض سعی داشت از خسارات بیشتر جلوگیری کند. و نهایتا به نبرد با این خدایان رسید و با متحدینی که داشت توانست با کمترین خسارت این جنگ را پشت سر بگذارد.

2- او لیاقت بیش از یک چکش را دارد.

قطعا اگر کمی در کامیک های تور بگردید متوجه خواهید شد که نسخه های متفاوتی از میولنیر و چکش ها و سلاح های دیگری نیز در دنیاهای مختلف وجود دارند که تور از آنها استفاده میکرد. اما باید بدانید که جین فاستر توانست در یک زمان دو چکش را در دست بگیرد ! یکی از این چکش ها میولنیر بود که مدت ها در اختیار جین بود و دیگری که به وار هَمِر ( War Hammer ) معروف است! این چکش از دنیای اصلی نیست. این چکش به صاحبی نیاز دارد و او را فرامیخواند، ولستاگ ( یکی از اعضای سه جنگجوی ازگارد ) جزو اولین کسانی بود که ندای آن را شنید و بدستش گرفت و تبدیل به وار تور ( War Thor ) شد. جین ابتدا ندای این چکش افسانه ای را نشنید اما دیدیم که قادر به بلند کردن و استفاده از پتانسیل نهفته در آن است. ابتدا در جلد 23 از کامیک های تور توانا ( Mighty Thor ) و سپس طی جنگ قلمروها، جین لیاقتش را اثبات کرد.

1- جانش را فدا کرد

طی تاریخ منگاگ احتمالا یکی از بدترین خطراتی میباشد که ازگارد به خود دیده است. او موجودی است که خشم و نفرت یک میلیارد نفر از نژادی بیگانه را در وجودش میپروراند و به نوعی مخرب تمام خوبی ها و سازه های ازگارد میباشد.
در شماره های پایانی کامیک های تور توانا ( Mighty Thor )، به وضوح عشق و رعد را میبینیم. قبل از به میدان رفتن جین، دکتر استرنج واضحا به او گفته بود که اگر یکبار دیگر میولنیر را بدست بگیرد خواهد مرد و جین با دانش به این موضوع، رهسپار مرگی عاشقانه شد. رهسپار میدانی شد که میدانست جان سالم از آن بدر نمیبرد. جین فاستر، میولنیر را بدست گرفت و در نبرد حماسی برای شکسست قدرتمندترین حریفی که تابحال با آن رو به رو شده بود حمله کرد و با این کار مرگش را تضمین کرد، بی ترس و هراسی با مرگ رو به رو شد و به دروازه های والهالا رفت و در آنجا با استقبال اُدین مواجه شد، جایی که اُدین، پدر همگان به او افتخار کرد

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن