معرفی‌هامقالات

معرفی قدرتمندترین موجودات مولتی ورس مارول ! – شماره اول

در سری مقالات تاریخچه و خلق مولتی ورس مارول که در اینجا و اینجا میتوانید آن ها را مطالعه کنید به سرگذشت مولتی ورس و چگونگی ایجاد چرخه ی آن اشاره داشتیم. اما بی شک یکی از مورد علاقه ترین مباحث در کامیک بوک، تعیین کردن قدرتمندترین شخصیت های یک انتشارات میباشد که سالیان سال انواع لیست ها، رده بندی ها و … در این باب توسط چندین منبع معتبر و انجمن های مختلف منتشر شده است. مارول یونیورس نیز ابتدا قصد داشت لیستی از شخصیت های قدرتمند در تاریخ مارول را تهیه کند که پس از تحقیق و مشورت های گوناگون تصمیم گرفتیم بدون در نظر گرفتن رده بندی و تعیین قدرتمندترین ها و صرفا بعنوان یک معرفی از این شخصیت ها مقاله ای تهیه کنیم.
طی این سری مقالات تحت عنوان معرفی قدرتمندترین موجودات مولتی ورس مارول، در 6 پارت و نهایتا 60 شخصیت قدرتمند کامیک های مارول را به شما معرفی خواهیم کرد.
قبل از شروع مقاله نیز باید به دو نکته اشاره کنم، نکته اول اینکه از دوست عزیزم PROPHET که در تهیه لیست 60 کرکتر بسیار کمک کردند تشکر میکنم و نکته دوم هم مربوط به شخصیت وان بیلو آل میباشد که بتازگی طی ران آقای ال اوینگ برای سری ایمورتال هالک خلق شد و شخصیتی مولتی ورسال محسوب میشود اما به دلیل کمبود اطلاعات از این شخصیت و معین نبودن سطح توانایی های او، در لیست 60 شخصیت آن را بررسی نمیکنیم و به صورت جداگانه به آن میپردازیم.

One Below All/ وان بیلو آل

خالقین: ال اوینگ و جو بنت ( ایمورتال هالک #12 – 2019 )

در شماره دوازدهم کمیک تحسین شده ی ایمورتال هالک ، ال اوینگ و جو بنت دست به خلق شخصیتی بنام وان بیلو آل زدند. شخصیتی شرور که در بیلو-پِلِیس، در قعر جهنم محبوس شده بود و به عبارتی این شخصیت نسخه ی تاریک وان ابو آل میباشد که در شماره های بعدی این مقالات او را نیز معرفی خواهیم کرد. این شخصیت با تار و پود سرگذشت هالک/بروس بنر گرده خورده، وان بیلو آل پشت دری متافیزیکال بنام گرین دور – درِ سبز زندانی شده بود که فقط بوسیله ی نوع خاصی از انرژی گاما و شاخه ی موتاژنیک سوم این در باز میشد. اما برایان بنر، طی تحقیقات خود روی انرژی گاما رویایی از گرین دور و موجود قدرتمندی که پشت آن زندانی بود؛ دید. پس از انفجار بمب گاما و مرگ برایان بنر بدست سویج هالک، روحش به قلمرو وان بیلو آل فرستاده شد و تصمیم داشت از روح برایان بعنوان وسیله ای برای خروج از گرین دور استفاده کند اما پس از کشمکش هایی، وان بیلو آل هالک و بروس بنر را از یکدگیر جدا و قصد تسخیر سیاره را داشت که هالک مقابلش ایستادگی و او را متوقف کرد. وان بیلو آل با نوعی از انرژی گاما موسوم به موتاژنیک ارتباط تنگاتنگی دارد و قادر به تسخیر بدن جهش یافتگانی که بواسطه انرژی گاما این جهش درشان ایجاد شده، بعنوان یک میزبان میباشد. طی ران ایمورتال هالک، ثابت شده که وان بیلو آل در یک زمان تنها قادر به تسخیر یک میزبان میباشد اما به راحتی قادر به تاثیرگذاری جسیمی و ذهنی به بقیه موجودات نیز میباشد. طی این ران این شخصیت جمله ای تحت عنوان I Have All Of The Power You Give Me مطرح میکند که بدین معناست در صورت خشمیگن شدن و یا تنش های دیگر، قدرت او نیز افزایش پیدا میکند، چیزی که در مورد هالک نیز صدق میکند.

Surtur/ سرتور

خالقین: استن لی و جک کربی ( جورنی اینتو میستری #97 – 1963 )

سرتور، غولی آتشین که بر موسپل هایم ( یکی از قلمروهای 9 گانه ) حکومت میکرد. سرتور به همراه یمیر ( غول یخی ) از اولین موجودیت ها محسوب میشوند و خلق آنها به قبل از بوجود آمدن اُدین و پدرانش برمیگردد. سرتور در آغاز پیدایش قلمروهای 9 گانه موجب جنگی میان آسیرها و وانیرها شد. طی این جنگ فریر ( فرزند جورد، اولین فرمان روای وانیرها ) با ترغیب سرتور مقابل اُدین ( فرزند بور و فرمانروای آسیرها ) که بتازگی به حکومت ازگارد رسیده بود قرار گرفت، جنگ با دخالت های سرتور بی نتیجه ماند و صلح میان آسیرها و وانیرها تا سالیان بعد ادامه داشت. در ران های اولیه تور، سرتور بعنوان مسئول ایجاد چرخه ی رگناروک شناخته میشود، چرخه ای که در آن ازگارد بارها نابود و دوباره ساخته میشود. سرتور برای این کار از بایفراست میگذرد و با شمشیر نابودیِ خود ازگارد را نابود میکند. سرتور بارها و بارها سعی در نابودی ازگارد و حتی زمین داشت و برای این کار از هیچ قدرت و کمکی نیز دریغ نمیکرد. پس از چندین تلاش برای نابودی ازگارد بالاخره روز موعود فرا رسیده بود و طی داستانی که حدود 60 شماره از ولوم اول کامیک های تور را در برمیگرفت، یمیر از زندان خود آزاد شد و پس از مبارزاتی میان اُدین، سرتور و یمیر در نهایت دو غول یخی و آتشین را به سی او اترنال نایت ( مکانی که تا ابد به صورت یخ زده باقی میمانند. ) فرستاد. ولی این کار نیز جلوی خرابی های سرتور را نگرفت. سال ها بعد مدالی که به سرتور مرتبط بود در نروژ پیدا و باعث خرابی های زیادی در زمین و بواسطه ی آن، بعد از سال ها سرتور برگشت اما در نروژ شکست سختی از اُدین و تور خورد و عقب نشینی کرد. اما طی ایونت فیر ایتسلف، یکی از خطرناک ترین دشمنان ازگارد در صدد نابودی همه چیز بپا خاست، کال بورسان ( سرپنت ) توسط سین، دختر رِد اسکال آزاد شد. لوکی برای جلوگیری از نابودی های او با سرتور قرارهایی گذاشت و دست به تغییر سرنوشت سرپنت زد و پس از نابودی او و پس از اینکه سرتور فهمید توسط لوکی بازی خورده به موسپلم هایم برگشت ( طی این ایونت لوکی قول باز کردن راه ازگارد را به سرتور داده بود که به قولش عمل نکرد و از او برای دفع خطر سرپنت استفاده کرد ) اما سرتور دست بردار نبود و طی ایونت اوریتینگ برنز، دست همکاری با منچستر گاد از آدر ورلد داد و ارتش واناهایم را علیه ازگارد شوراند و نبرد سختی در گرفت که در این میان لوکی با فرمانده منچسترگاد ملاقاتی داشت و آنها را متقاعد کرد تا با او همراه شوند و نهایتا نقشه ی سرتور را خنثی کرد و در در آخر با استفاده از ترکیب شمشیر نابودی سرتور و چکش افسانه ای میولنیر، تور قادر به شکست دادن سرتور شده بود و در انتها با دخالت ادین، سرتور کشته شد و از بین رفت و دخترش سیندر جانشین وی در قلمرو موسپل هایم شد. گفته شده سرتور قدرت هزار ستاره دنباله دار را در خود دارد و توانایی هایی مانند پایروکینسیس ( آتش افروزی ) و تلکنسیس دارد و میتواند کازمیک انرژی را برای خواسته های خود بکار گیرد. اما اغلب شهرت سرتور بخاطر شمشیر معروفش، توالایت اسورد یا اسورد او دووم ( شمشیر نابودی ) میباشد که از ماده ای نامشخص ساخته شده و قدرت هایی خاص دارد، نوعی انرژی مرموز در خود دارد که حتی قادر است نیروهای ادین را مهار کند! سرتور علاوه بر این موارد از نوعی قدرت بنام اترنال فِلِیم بهره میبرد که منشا آن نامشخص است و با خود سرتور نوعی ارتباط خاص دارد و هنگام فعال شدنش نیروها و توانایی های سرتور تا حد زیادی افزایش پیدا میکنند، گفته شده هنگامی که اترنال فلیم با شمشیر نابودی ترکیب شوند، سطح قدرت های شمشیر تا سطح نامحدودی افزایش پیدا خواهند کرد. باید اضافه کرد که سرتور نسبت به سرما و جادو آسیب پذیر میباشد و علاوه بر اینکه یکی از بزرگترین تهدیدهای ازگارد محسوب میشود اغلب نیز شکست خورده است!!

سیلور سرفر/ Silver Surfer

خالقین: استن لی و جک کربی ( فنتستیک فور #48 – 1966 )

وقتی در دنیای مارول حرفی از فداکاری در میان باشد بی شک یکی از نام هایی که خواهند درخشید، سیلور سرفر میباشد. یکی از رنج دیده ترین شخصیت های مارول که خود و زندگیش را برای بقای مردم فدا کرد. نورین راد ( سیلور سرفر ) که در سیاره زِن-لا ( Zenn-La )، یک آرمان شهر فضایی زندگی میکرد مورد حمله ی بلعنده ی سیارات؛ گالاکتوس قرار میگرند و با جان فشانی نورین، مردم سیاره نجات میبابند. نورین که در جوانی پدر و مادرش را از دست داد با پیشنهاد تبدیل شدن به قاصد گالاکتوس جان مردم سیاره را خرید و بعنوان یک چراغ راهنما، گالاکتوس را در سیطره ی کیهان به سوی سیارات دارای انرژیِ زندگی راهنمایی میکرد. گالاکتوس که با دستکاری در خاطرات و احساسات نورین از او یک قاصد مشتاق ساخته بود، نهایتا به سوی زمین هدایت شد. در شماره 48 از کامیک های فنتستیک فور، نورین به زمین میرسد و با اولین خانواده ی ابرقهرمانی کامیک بوک وارد نبرد میشود. اما نورین طی ملاقاتش با یکی از برجسته ترین شخصیت های مکمل دنیای فنتستیک فور، آلیشیا مسترز ( همسر بن گریم/ تینگ )، و حس گرمای روح بلند این زن نابینا؛ دوباره قلبی برای تپیدن و احساس کردن پیدا کرد و برای حفظ بشریت مقابل گالاکتوس ایستاد. در نهایت با استفاده از آلتیمیت نولافایر، گالاکتوس دست از سر زمین برداشت. اما این پایان کار نورین راد نبود. پس از این نبرد سیلور سرفر در زمین ماند و خواستار آشنایی با فرهنگ زمین بود ولی پس از مدتی دکتر دووم، قدرت های او را دزدید، غافل از اینکه این قدرت ها از آن نورین هستند و توسط گالاکتوس اختصاصا به اون اهدا شدند، در نتیجه این قدرت ها به او بازگشت. پس از این قضایا نیز سیلور سرفر به قلم نویسنده های گوناگون داستان های زیادی را تجربه کرد، از ادغام شدن با کارنیج طی ران تام دیفالکو برای امیزینگ اسپایدرمن، تا افتادن در دام عشقِ نوا ( فرانکی ری ) در ولوم سوم کامیک های اختصاصیش به قلم استیو اینگلهارت ! اما قطعا چیزی که سیلور سرفر را از دیگر شخصیت های کیهانی متمایز میکند نحوه ی جا به جایی وی در کیهان میباشد، برای این امر او از نوعی تخته کیهانی استفاده میکند، این تخته از نوعی لعاب خاص کیهانیِ نقره ای موسوم به گالاکتیک گِلِیز ساخته شده که بدن نورین را نیز در بر میگیرد. تخته ی سیلور سرفر با ذهن اون مرتبط و تحت فرمان مستقیم اوست و سیلور سرفر با آن قادر به حرکت به اندازه ی سرعت نور میباشد. همچنین تخته قادر به گیر انداختن مواد زنده در خود میباشد که به راحتی قادر به نابودی طعمه خواهد بود. نورین راد علاوه براینکه دانشمند برجسته ای میباشد با قدرتهای اعطا شده به او توسط گالاکتوس، قادر به استفاده از پاور کازمیک میباشد و همچنین میتواند مواد را در سطح مولکولی کنترل کند، تغییر ماهیت دهد و یا از بین ببرد. ارتش نوا او را وقتی که در خدمت گالاکتوس بود، یکی از بزرگترین تهدیدات کیهانی مارول شناسایی کرده بودند.

بلک هارت/ Black Heart

خالقین: آن نوچنتی، سال باسیما و جان رومیتا جونیور ( دردویل #270 – 1989 )

شاهزاده ی جهنم، بلک هارت، پسر مفیستو که رقیبی سرسخت برای پدرش و خواهان فرمانروایی بر قلمرو او میباشد. قرن ها قتل و کشتار و شکستن چارچوب های انسانیت در مکانی بنام کرایست کراون، آن را به محلی منفور و جایگاه اهریمن ها تبدیل کرده بود. این مسئله باعث جلب توجه مفیستو به آن مکان شده بود، مفیستو که سالها بدنبال یک همراه و یاور بود از شیاطین و قدرتهای پلید کرایست کراون استفاده و مخلوقی خلق کرد بنام بلک هارت که در ابتدا ضعیف تر از پدر بود اما خیلی زود راه و روش یک اهریمن قدرتمند بودن را از پدرش آموخت و فهمید چه اهریمنی هولناکی درونش نهفته است. به کشتار انسان های بی گناه میپرداخت و روحشان را میگرفت. همچنین بلک هارت مدتی سعی در اغفال دردویل و اسپایدرمن داشت که در نهایت ناکام ماند. اما یکی از اهداف اصلی بلک هارت حکمرانی بر جهنم بود و برای رسیدن به اینکار از هیچ عملی دریغ نکرد. طی آرک سیرکِل او فور ران ریک رمندر برای ونوم شاهد بودیم که بلک هارت با استفاده از یک پُرتال بین ابعادی قصد دارد لاس وگاس را به جهنم تبدیل و بر آن حکمرانی کند که برای اینکار از گوست رایدر ( ال جونز ) استفاده کرده بود. اما در نهایت با مداخله ی رِد هالک و گوست رایدر شکست خورد و به جهنم، نزد پدرش فرستاده شد. در آنجا مفیستو او را به انسانی فانی تبدیل کرد و دوباره شانسی برای زندگی به او بخشید. همانطور که در ابتدای توضیحات اشاره شد، بلک هارت از گناهان بقیه ساخته شد و از این رو قدرت های زیادی در وجودش نمود پیدا کردند، از جمله قدرت های وی کنترل ذهن، تلپورت، تلکنسیس و غصب روح میباشد. همچنین او از پینینس استیر گوست رایدر نیز مصون میباشد و در عین حال یک استراژیست قهار است. علاوه بر این موارد بلک هارت به بُعد دارک فورس مرتبط میباشد که به همین طریق قدرتی چشم گیر بدست میاورد.

پروتئوس/ Proteus

خالقین: کریس کلرمونت و جان برن ( اکس من #119 – 1979 )

پروتئوس یا کوین مکتگرت فرزند مویرا مکتگرت که در زمینه ی تحقیقات و شناخت جهش یافتگان فعال بود میباشد. پدرش جو مکتگرت نیز یک سیاستمدار بود. کوین با ژنوم اکس بدنیا آمد که به او قدرتهای تغییر و دستکاری در واقعیت را میداد. اما پس از چندی این قدرت ها از بدن اصلی جدا و بدنبال یک میزبان دیگر رفت. این تغمیر مداوم میزبان برای پایدار نگه داشتن سطح این قدرت هاست که بسیار مخرب و ناپایدار هستند. مادرش مویرا، پس از فهمیدن قدرت ها فرزندش، او را در زندانی با حداکثر امنیت ممکن زندانی کرد، این زندان در مرکز تحقیقاتی بنامMuir Island قرار داشت که موسس آن نیز مویرا مکتگرت بود. این مرکز حتی در فیلم های اکس من 2 و اکس من: لست استند نیز نمایش داده شد. اما پس از نبردی میان مگنتو و گروه اکس من، سلولی که کوین در آن زندانی بود آسیب دید و در نتیجه کوین نیروهایش را به بدن مردی بنام Angus MacWhirter منتقل کرد تا از مرکز تحقیقات فرار کند. پس از مدتی درگیری ها و کشمکش های گوناگون، کوین که خود را پروتئوس مینامید خواستار فتح اسکاتلند شد و پس از درگیری هایی به این نتیجه رسید که باید خود را بکشد و طی کمیک های اکس فکتور، دست به خودکشی زد و خودش را کشت. اما در واقع نمرده بود، زیرا پروتئوس شبکه ای از انرژی هاست و طی مرگش فقط سطح انرژی وی کاسته شده بود. پروتئوس طی جریانات هاوس او اِم و هنگامی که سلن گالیو و الی بارد از نوعی ترنس مود وایروس برای برگرداندن مرده ها استفاده میکردند، پاره ای از انرژی های پروتئوس نیز برگشت و با ایجاد ارتباطاتی خودش را بازسازی کرد. کوین/پروتئوس فقط به این دلیل که نیروهایش را پایدار کند به یک بدن جدید نیاز دارد و البته پس از گرفتن میزبان به قدرتهای میزبان نیز دست پیدا میکند و همزمان قادر است چند بدن را در اختیار گیرد. همچنین قدرتهای تغییر در واقعیت در سطح محدود از او دیده شد و در برابر حملات تلپاتیکِ تلپات های ضعیف تر از پروفسور اکس نیز مصون است و قادر به جابه جایی بین ابعاد میباشد.

هانگر/ Hunger

خالقین: جیم استارلین ( تانوس #1 – 2003 )

در مولتی ورس مارول شرورهای گوناگونی وجود دارند که قصد نابودی دنیا را دارند، اما هانگر قصد بلعیدن تمام دنیا را دارد ! موجودی قدرتمند از بُعدی دیگر که تاکنون دنیاهای بیشماری را بلعیده است. چیزی که در مورد هانگر وجود دارد این است که او از وجود دنیای 616 ( دنیای اصلی مارول ) خبر نداشت تا اینکه پس از اتفاقات داستان دستکش بینهایت سیگنال های انرژی دستکش را درک کرد، اما خیلی زود این سیگنال ها را گم کرد و طعمه ی او ناپدید شد تا اینکه با استفاده ی دوباره ی مگوس، نسخه ی آینده و پلید ادام وارلاک از این دستکش مکان دنیای 616 را به هانگر نشان داد و او که سالیان بیشماری قصد بلیدن این دنیا را داشت، به هدفش رسید. اما بدلیل کروی بودن این دنیاها هانگر توانایی ورود به آن را نداشت زیرا به دو راه نیاز داشت، یکی ورود و دیگری خروج. برای این دنیای بخصوص، هانگر توانایی ساختن راه خروج را داشت اما مسئله راه ورود بود که هانگر نقشه ای طرح ریزی کرد مبنی بر اینکه با استفاده از گالاکتوس این راه ورود را باز کند. در نتیجه با دستکاری ذهنی گالاکتوس او را وا داشت فرض کند سنگ های بینهایت همان الگویی را دارند که سیارات برای بلعیدن برایش دارند و در نتیجه گالاکتوس برای گرفتن سنگ ها رفت و دقیقا در دام هانگر افتاد. طی همین نقشه، هانگر ذهن گالاکتوس را دستکاری کرد تا دستگاهی بسازد که فکر کند برای بلعیدن سیارات بدان نیاز دارد، در صورتی که ناخودآگاه دستگاهی ساخت که راه را برای ورود هانگری به دنیای 616 مارول باز میکرد. در نهایت با مداخله ی تانوس و ادام وارلاک و از بین بردن درگاه و پخش کردن سنگ های بینهایت در یونیورس، هانگر بالفرض شکست خورد، در صورتی که در قطعاتی کوچک همچنان در یونیورس اصلی باقی ماند تا فرصت مناسب برای انتقام برسد. هانگر همانطور که گفته شد یک تلپات قدرتمند است و میتواند مخلوقاتی قدرتمند مثل گالاکتوس را تحت کنترل ذهنی خود درآورد و برای انجام تلپاتی مسافت برایش معنا ندارد و از ابعاد و دنیاهای دیگر میتواند اینکار را انجام دهد.

مفیستو/ Mephisto

خالقین: استن لی و جان باسیما ( سیلور سرفر #3 – 1968 )

مفیستو یک اهریمن فرا ابعادی با سرگذشتی نامشخص میباشد که بر یک پاکت دیمنشن ( برای کسب اطلاعات بیشتر از مبحث مولتی ورس و زیرمجموعه آن به اینجا مراجعه کنید ) حکمرانی میکند. قلمروی که تحت عنوان هِل شناخته میشود. همچنین مفیستو لقب سیتن مارول را نیز مدتی بدوش میکشید و قلمرو یا بُعد مفیستو تنها یکی از لایه های دنیای پس از مرگ مارول میباشد. ارواح مخلوقاتی مانند انسان ها به این قلمرو وارد میشود. از دیگر نام هایی که مفیستو به آنها شناخته میشود فالن آنجل نیز میباشد. طی شماره هشتم از کمیک های ولوم 8 اونجرز شاهد حضور مفیستو در یک میلیون سال قبل از میلاد بودیم و او اولین گوست رایدر تاریخ را با ادغام روح انتقام و یک مرد ماموت(!) سوار بوجود آورد. جهنم و مکان های مختلف آن توسط هل لردز اداره میشود که مفیستو نیز از اعضای این گروه میباشد. ای گروه مدت ها تحت سرپرستی لوسیفر قرار داشت. اما مفیستو از آن دست کاراکترهای مارول میباشد که در بسیاری از سری های مختلف در تاریخ مارول کامیکس نقش داشته، از داستان دستکش بینهایت، گرفتن روح فرانکلین ریچاردز ( در شماره های بعدی این شخصیت معرفی خواهد شد.) تا داستان مهمی مانند وان مور دی – اسپایدر من و دست به یکی کردن با دکتر استرنج برای نجات دنیا ! مفیستو در کنار تمام قدرتهای فوق انسانی که دارد توانایی ایستادگی مقابل پیننس استیر گوست رایدر را نیز دارد و این قدرت گوست رایدر روی او تاثیری ندارد و حتی باعث قویتر شدن او نیز میشود و شاید بخاطر این موضوع باشد که مفیستو روحی ندارد ! شاید یکی از مهم ترین محدودیت های مهم مفیستو وابسته بودنش به قلمروش باشد و در صورتی که فاصله ی زیادی با قلمروش داشته باشد قدرتهایش تا حدی محسوسی کاسته میشوند، علاوه بر این موضوعات مفیستو قادر به تغییر در واقعیت نیز میباشد و طی داستان وان مور دی که بالاتر نیز اشاره شد، دنیایی موازی با دنیای 616 خلق کرد.

مار-ول/ Mar-Vell

خالقین: استن لی و جین کُلان ( مارول سوپر-هیروز #12 – 1967 )

لقب کاپیتان مارول میان کامیک فن ها یاد آور نزاع های میان دیسی و مارول در دهه 60 میلادی میباشد، نزاعی که در انتها دیسی مجبور به تغییر نام کاپیتان مارول اوجینال خود به شزم شد و مارول پس از سالها حق استفاده از این لقب را در کامیک های خود رسما بدست آورد. طی تاریخ اشخاص زیادی این لقب را در مارول به دوش کشیدند، میس مارول، فیلا-ول، جنسیس-ول، مونیکا رمبو و … . اما اولین کاپیتان مارول در دنیای مارول شخصیتی بنام مار-ول بود. یک فرمانده از نژاد کری ( نوعی کری دو رگه ) بود که برای ماموریتی بزرگ از سوی ساپریم اینتلجنس ( هوش برتر ) که فرمانده ی این نژاد بود برگزیده شد. این ماموریت برای یافتن یک شخصیت زمینی با قدرت های ذهنی بالا و به اشتراک گذاشتن این قدرت ها با ذهن یک کری دو رگه بود. پس از انجام این ماموریت زمین نابود میشد. ساپریم اینتلجنس به دنبال شخصی برای انجام این ماموریت بود که نهایتا مار-ول را برگزید و به همراه یان-رگ به زمین فرستاد. اما مار-ول پس از ملاقات با انسان های زمینی و تحت تاثیر قرار گرفتن توسط دکتر والتر لاوسن و کارول دنورز، به زمین و انسان ها علاقمند شد و مقابل نژاد کری ایستادگی کرد. اما پس از مدتی کاپیتان مارول با یکی از خاطره انگیز ترین دشمنانش روبه رو میشود، نیترو! او نهایتا در مبارزه با کاپیتان مارول شکست خورد، اما حین مبارزه، کاپیتان مارول برای جلوگیری از انتشار نوعی گاز اعصاب مجبور به استنشاق گاز شد که پس از مدتی منجر به وجود آمدن سرطان در وی شد. مار-ول علاوه بر شخصیت پردازی رسایی که با پشت کردن به نژاد کری و روی آوردن به انسان ها از خود نشان داد، حال جیم استارلین در سری اختصاصی او مبارزه یک قهرمان عالی با  بیماری سرطان را به مخاطبین نشان میداد! اما در ژانویه 1982 و جلد اول از مارول گرافیک ناول به نویسندگی جیم استارلین، در داستانی تماما تراژیک و تکان دهنده، کاپیتان مارول بخاطر سرطان ریه از دنیا رفت. پس از او نیز نفراتی لقب کاپیتان مارول را به دوش کشیدند تا اینکه طی ایونت کیآس وار ( Chaos War ) او زنده شد و به اونجرز برای رویارویی مقابل اماتسو میکابوشی کمک کرد. اما نهایتا طی این ایونت دوباره جان خود را فدای دیگران کرد. اما مار-ول چند سال بعد دوباره طی ایونت اونجرز ورسز اکس من و در سری سیکرت اونجرز به قلم ریک رمندر بواسطه ی کریستال های ام کاران به زندگی برگشت. طی تاریخ مارول کامیکس، کاپیتان مارول یکی از نمادین ترین شخصیت ها محسوب میشود، چرا که در سری سیکرت اونجرز برای نجات دادن مردمش و دفع خطر از زمین، دوباره جان خود را فدا میکند و جسدش در یک سیاره بیابانی میافتد و در حرکتی نمادین از جسد او زندگی در آن سیاره جاری میشود.  مار-ول بعنوان یکی از اعضای نژاد کری تا حدودی از قدرت های این نژاد قدرتمند برخوردار است، اما یکی از مواردی که به او در مبارزاتش کمک میکنند دست بندهایی موسوم به نِگا بندز ( Nega-Bands ) هستند که شخص استفاده کننده از گرسنگی و تشنگی مصون و قادر به سفرهای میان ستاره ای میشود، قدرت این دستبندها از نگاتیو زون ( Negative Zone )/ منطقه منفی تامین میشود. کاپیتان مارول قادر به دستکاری های مولکولی در سطح پایین و جذب و ساطع کردن انرژی نیز میباشد.

کرونوس/ Kronos

خالقین: جیم استارلین و مایک فریدریچ ( ایرن من #55 – 1973 )

طی این 11 سال که از عمر دنیای سینمایی مارول ( MCU ) میگذرد، هواداران مارول بیش از پیش نام تانوس را میشوند، شروری که قصد نابودی نیمی از دنیا را داشت. اما همانطور که قبلا طی مقاله اترنالز که در اینجا میتوانید مطالعه کنید، عنوان کردیم، تانوس دو رگه ای از نژاد اترنالز و دوینت ها محسوب میشود. گروه اترنالز یا جاودانه ها که نتیجه ی آزمایشات سلستیال ها بروی انسان ها بودند، مخلوقینی قدرتمند محسوب میشوند که در جای جای دنیای مارول اثرات آنها دیده میشود. طی سالیان بیشمار کرونوس و برادرش اورانوس بر نژاد اترنالز حکمرانی کردند. طی جدالی میان این دو برادر، اورانوس دست به قیام زد که توسط کرونوس مغلوب شد، سپس اورانوس به همراه اترنالهای پیروش به فضا رفت اما کرونوس و مردمش در زمین ماندند و او تبدیل به فرمانروای اترنال های زمین شد. ورای قدرتی که بعنوان یک اترنال داشت، کرونوس یک دانشمند برجسته نیز بود و یکبار براثر یکی از آزمایشات خود روی کازمیک انرژی، بدن فیزیکی خود را از دست داد و تبدیل به موجودیتی کیهانی شد و با فضا و زمان ادغام شد. کرونوس پدر منتور و پدربزرگ تانوس محسوب میشود،  دارای قدرتهای تلپاتیک گسترده ای میباشد و همچنین از آگاهی کیهانی نیز برخوردار است. همچنین او قادر است ارواح مردگان مورتال ( میرا ) را تحت کنترل درآورد و در بدن دیگری قرار دهد، کاری که با روح آرتور داگلاس کرد و او را به درکس نابودگر تبدیل کرد تا نوه اش، تانوس را بکشد. در شماره اول از کمیک سالانه ی تانوس، او قدرت پدربزرگش را به اندازه ی قدرت اُدین معرفی کرد و طی مستندات، تنها کمی از گالاکتوس ضعیف تر میباشد. کرونوس بعنوان یک اترنال از قدرت های تلکنسیس نیز برخوردار است. در کنار تمام این موارد او قدرت هایی مبنی بر کنترل زمان نیز دارد که او را تبدیل به یکی از قدرتمندترین اعضای نژاد اترنالز میکند.

زاراتوس/ Zarathos

خالقین: گری فریدریچ و مایک پلوگ ( مارول اسپاتلایت #5 – 1972)

بی شک یکی از جذاب ترین شخصیت های مارول کمیکس، گوست رایدر میباشد. کسی که در معامله با مفیستو با روحی پیوند میخورد و گناه کاران را از زمین پاک میکند! اما این روح، روح انتقام یا زاراتوس میباشد، مخلوقی قدرتمند با نیروهای گسترده که برای اولین بار توسط یک کشیش بنام K’Nutu به دنیای فانی ها آورده شد تا به قبیله ی خویش کمک کرده باشد. زاراتوس پس از خیانت به گروهی موسوم به فالن و گرفتن قدرت های آنها و افزایش قدرت های خود، مفیستو را به چالش کشید و خواستار تصاحب قلمرو او شد. در این زمان زاراتوس پرستندگان زیادی داشت و این باعث قدرتمندتر شدن او میشد اما مفیستو با استفاده از سنتریوس، کسی که روحش را در قبال قدرتهای زیاد به مفیستو فروخته بود بر زاراتوس غلبه کرد زیرا سنتریوس مقابل بسیاری از قدرتهای زاراتوس مصون بود و جادوی او اثری رو سنتریوس نداشت.  مدتی بعد مفیستو برای اذیت و آزار زاراتوس او را با جانی بلیز ادغام کرد و باعث پدید آمدن گوست رایدر شد و مدتی هم در اتاقی جادویی بنام سول چمبر زندانی شده بود که بعدا توسط بیاندر آزاد شد. زاراتوس دیوی باستانی بود که طبق گفته های خودش در حالت ضعیفش در حد مفیستو قدرتمند است اما به هیچ وجه  زیرکی او را ندارد و از این رو از مفیستو شکست میخورد .اما طی ران دانی کیتس و شماره 13 کمیک تانوس 2018، فرانک کسل/ پانیشر، پس از مرگ با مفیستو قراری بست و به گوست رایدر تبدیل شد تا تانوس را مجازات کند ! اما دیر رسید و سیاره زمین نابود شده بود. در تنهایی و بی کسی عقلش را از دست داد، در این بین گالاکتوس که شدیدا صدمه دیده بود برای کمک به زمین آمد تا زمین و قهرمانانش از او در برابر تانوس حفاظت کنند، اما نمیدانست که خود زمین نیز نابود شده است، در این بین گوست رایدر به گالاکتوس پیشنهاد میدهد که در صورت قبول کردن او بعنوان قاصد جدیدش او به مجازات تانوس خواهد پرداخت و گالاکتوس نیز پذیرفت و فرانک کسلِ گوست رایدر به کازمیک گوست رایدر تبدیل شد که هم قدرت های روح انتقام زاراتوس را داشت و هم پاور کازمیک اعطا شده از گالاکتوس را بدست آورده بود.

اُدین/ Odin

خالقین: استن لی، جک کربی و لری لیبر ( جِورنی اینتو میستری #85 – 1962 )

آُدین آل فادر طبق سرگذشتی که از وی در شماره 69 از کمیک های جِورنی اینتو میستری نقل شده فرزند بور و نوه ی بوری که اولین شخص از نژاد آسیر ( یکی از نژادهای اصلی ازگارد ) بوده، میباشد. همچنین سه برادر دیگر نیز دارد. ادین با کمک دو برادر دیگر خود، Vili وVe، ازگارد را پایه گذاری کردند که بعدها تبدیل به مکانی برای زندگی خدایان تبدیل شد. پس از تاسیس ازگارد، مادر طوفان، گاد او تمپست به ازگارد حمله و آنرا مورد تهدید قرار میدهد که در این زمان ادین با این شخصیت مبارزه و آن را شکست میدهد ( طی این مبارزه سهمگین ادین آل فادر چندین روز از نیروی ویژه ی خود یعنی اُدین فورس استفاده میکند تا مادر طوفان خسته و در نهایت شکست میخورد. ) و سپس آنرا درون قطعه از فلز URU مهر و موم میکند که بعدا این قطعه فلز به چکش افسانه ای به نام میولنیر تبدیل میشود. طی ولوم سوم از کمیک های تور، یک میلیون سال قبل از میلیاد ادین آل فادر به زمین رفته و نژاد انسان ها را خلق میکند. سپس طی کشمکش هایی با گروه استون ایج اونجرز آشنا میشود و موفق به شکست سلستیالی بنام فالن میشوند. پس از مرگ پدر ادین، بور؛ فرزند بزرگترش Cul خود را آل فادر مینامد و به تخت پادشاهی ازگارد میرسد، سپس در کمیک های مایتی تور به قلم جیسن آرون شاهد نبرد ادین آل فادر با برادرش هستیم، ادین قبل از نبرد توسط درخت جهانی/ ایگدراسیل مامور به عزل برادرش شده بود زیرا به عقیده ی آن، Cul ( سرپنت ) مناسب پادشاهی نبوده و فاسد می باشد. سپس ادین برادرش را شکست میدهد و او را از ازگارد میراند. پس از مدتی نیز فریگا را خلق میکند که بعنوان ملکه ازگارد شناخته میشود و پس از مدتی با گایا آشنا میشود که حاصلش فرزندی بنام تور میباشد. سپس در نبردی میان ازگارد و یوتاینهایم، ادین آل فادر، کینگ لافی را شکست داده و فرزندش را به فرزندخواندگی میپزیرد ( این قبول کردن یک غول یخی توسط ادین، یکی از حقه های ورژن آینده ی لوکی بود تا آینده ای که باید، حتما اتفاق بیوفتد. ). ادین آل فادر خلاف تصور عموم یک قهرمان و پادشاه پادشاهان صرفا خوب هم نیست و شدیدا مغرور بوده و انتظار پیروی همگانی از خودش را دارد، چه فانی ها و چه نامیراها ! حتی مدتی خواستار احترام گذاشتن گالاکتوس به خود بود! مدتی نیز براین خواسته بود که تمام دنیا باید طبق خواست او اداره و کنترل شود و بارها نیز با تور جنگیده! در کنار اینها نیز بسیار بخشنده و گاهی فداکار نیز میشود و پس از جان فشانی تور مونث ( جین فاستر ) برابر منگوگ وی را بخاطر اعمال پیشینش بخشید. آل فادر دارای قدرت بسیار زیادی میباشد، اُدین فورس یا اُدین سورس او یک نیروی جادویی قدرتمند است که امثال سیلور سرفر و لوکی را براحتی از پیش رو برمیدارد. همچنین قادر است زمان را برای خودش متوقف سازد. اُدین فورس بسیار قدرتمندتر از این نیز میتواند شود، در ران های اولیه ی تور، اُدین حتی با اینفینیتی ( در شماره های بعدی راجع به این شخصیت توضیحات ارائه میشود ) مبارزه ای داشته که اثراتش باعث نابودی دنیاهای بیشماری شده ! در کنار این قدرت عظیم، اُدین سالی یک بار به خوابی موسوم به اُدین اسلیپ میرود. این خواب معمولا 2 هفته طول میکشد و درصورت از دست دادن این خواب و شارژ نشدن اُدین فورس سطح قدرت های او به شدت کاهش پیدا میکند. ( ادین در این حالت در حد یک فانی میشود ). علاوه بر قدرت عظیم، ادین سه سلاح اصلی بنام های گِنگنِر، تراداستاک و ادین اسورد دارد. گنگنر یا همان دِ اسپر او هیون میباشد که نحوه ی ساخت و بدست آوردن آن نامشخص میباشد و از خود قدرتی ندارد و فقط قدرت های اُدین را یک پارچه میکند، سلاح دیگرش تراداستاک نیز از خود قدرتی ندارد و بعنوان کانالی برای قدرت های ادین در نظرگرفته میشود. اما ادین اسورد یا شمشیر ادین، سلاحی با اندازه ای بزرگ که طبق گفته ها در صورتی که این شمشیر از غلافش بیرون کشیده شود، نابودی یونیورس در دستان صاحبش خواهد بود!

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن