معرفی‌هامقالاتویژه

ده داستان برتر تور در دنیای کامیک بوک

به دنبال خبری مبنی بر اینکه در سال 2020 و ماه ژانویه سری جدیدی از شخصیت تور منتشر خواهد شد، ده داستانِ برتر تور در دنیای کامیک را به شما معرفی خواهیم کرد.
پس از داستان سرایی جیسن آرون که نزدیک به یک دهه برای تور اُدین سان حماسه های بی شماری را نقل کرد حال نوبت به دانی کیتس، نویسنده ای که انتشارات مارول با اعتماد چندین سری از مهم ترین عناوین خود را به زیر قلم او فرستاده رسیده است. دانی کیتس با برهم زدن چارچوب های قصه گویی در سری ونوم 2018 توانست توجه های زیادی را به خود جلب کند. پس از آن نیز با داستان های کیهانی به همراه اَل اوینگ توانست نظم خوبی به بخش کیهانی مارول دهد.
دانی کیتس به همراه نیک کلین روی این چالش جدید حرفه ی خود کار خواهد کرد و اثر جدید آنها تحت تور Thor #1 از تاریخ یک ژانویه سال 2020 عرضه خواهد شد.

شماره های 1 تا 11 از سری تور: خدای تندر

از منظر بسیاری از منتقدین و هواداران، جیسن آرون نویسنده ای هست که انگار برای نوشتن کامیک های تور و روایت های حماسی – اشرافی و به چالش کشیدن تک تک وجوه شخصیتی او به دنیا آمده است. در اولین آرک آرون برای تور، او سه ورژن از سه دوره زمانی متفاوت تور را مقابل گور، قصاب خدایان قرار میدهد. سه نسخه از تور مربوط به گذشته، حال و آینده مقابل این دشمن وحشتناک این مزیت را به آرون میدهد که افکار و شخصیت تور را از هر گوشه ای مورد هدف قرار دهد و خلاف بسیاری از نوشته ها و داستان های دیگر، شخصیت ملموس تری را برای تور خلق کرد، شخصیتی که به واقع در پایان رخداد جنگ قلمروها در سال 2019 تحسین هواداران و منتقدین را برانگیخت. اما تنها بحث های روانشناسی نیست که این داستان را جز قصه های برتر تور میکند، وجود نبردهای زیبا، توجه عالی به رنگ پردازی ها و البته دکوپاژهای فوق العاده آرون از دلایلیست که این سری را بعنوان الگو و سرحدی برای کامیک های قبل و بعد تور قرار میدهد.

تور: انتقام جوی توانا

ممکن است برای بسیاری از هوادران دنیای کامیک بوک اسم کریس سمنِی کمی ناشناخته باشد. اما برای کسانی که توجه خاصی به کامیک های تور دارند، او یک نویسنده ی دوست داشتنی محسوب میشود. کریس با حضورش در این سری کامیک توانست در سال 2011 مفتخر به کسب جایزه ی هاروی نیز شود. عرضه ی این کامیک در آستانه ی اکران اولین فیلم اختصاصی تور در دنیای سینمایی مارول با بازی کریس همسورث بود. با این وجود کریس سمنِی و راجر لنگریج تصمیم به عرضه ی نسخه ی متفاوت و دلچسب تری از تور گرفتند. ماجراجویی های تور در این سری بسیار متنوع تر و وسیع تر کار شده بود ولی همواره لحن سلحشورانه و حماسی را نیز در خود حفظ کرده بود. در این سری تور مقابل نیمور و فینگ فنگ فوم قرار میگیرد. اما بیشتر از هر چیزی در این سری شاهد قوت گرفتن و توجه خاص به رابطه ی میان تور و جین فاستر هستیم که تا آن زمان تا این حد بدان توجه خاص نشده بود. با این وجود جیسن آرون در داستان های خود برای تور جین فاستر را بیش از این سری مورد توجه قرار داد و از اون یک ملکه ی برحق ازگارد با قلبی رئوف ساخت.

منگاگ ( شماره های 154 تا 157 سری تور )

نمیتونید لیستی از برترین داستان های تور تهیه کنید و داستانی از استن لی و جک کربی در آن نباشد. آنها همواره داستان هایی برای تور روایت میکردند که جنبه های حماسی و فداکارانه ای از تور را به زیبایی نشون میداند. ولی در شماره های 154 تا 157 از سری کامیک های تور، شاهزاده ی ازگارد برابر یکی از بزرگترین تهدیدهای ازگارد، منگاگ قرار گرفت و به نظر میرسید یک رگنارُگ در شرف اتفاق افتادن می باشد. اما تور که به نظر میرسید شانسی مقابل این تهدید ندارد با کمکِ ذکاوت اُدین آل فادر، ابتدا در مبارزه به تساوی با این هیولای باستانی رسید و سپس اُدین با زنده کردن خانواده ی این هیولا و استفاده از نفرتش علیه خودش، ازگارد و دیگر قلمرو ها را از نابودی حتمی نجات داد.

حماسه ی جاودانه ها ( شماره 7 از کامیک سالیانه تور، شماره های 283 تا 301 از سری تور )

از ابتدا که جک کربی جاودانه ها را خلق کرده بود، قصد داشت دنیایی مجزا از دنیای مارول برایشان خلق کند و داستان های مختص آنها را روایت نماید ولی پس از خروج دوباره ی او از انتشارات مارول، سر دبیر مارول به روی توماس که آن روزها روی کامیک های تور کار میکرد و علاقه ی خاصی نیز به جک کربی و آثارش داشت گفت جاودانه ها را نیز بنویسد و توماس با تیزهوشی از طریق تور جاودانه ها را وارد دنیای مارول کرد. اما توماس نیز کارش را به سرانجام نرساند و این موضوع توسط مارک گروئنوالد و رالف مَچیو پیگیری شد.
توماس و سپس گروئنوالد و مچیو با بهره گیری از المان هایی که در داستان های تور و ازگارد وجود داشت، تور را به سوی جاودانه ها سوق میدهند و از طریق تور و جاودانه ها قصد جلوگیری نابودی زمین توسط سلستیال ها را دارند. دست بردن در نوشته ها و آثار جک کربی همواره برای نویسندگان دیگر سخت بوده اما این داستان به دلیل نزدیکی با داستان رگنارُک و دنیای رستاخیزی که دارد، توانست به داستانی زیبا و کاریزماتیک تبدیل شود.

تور: از هم گسیخته ( شماره های 80 تا 85 از ولیوم دوم کامیک های تور )

طی داستان از هم گسیخته، شاهد فرو پاشی شدیدی در شخصیت تور هستیم؛ به قول معروف هرچیز خوبی بالاخره پایانی هم دارد. مایکل اومینگ با ذکاوت تمام و مهارت در داستان نویسی و شناخت کافی نسبت به شخصیت تور و با طراحی بی نظیر آندرا دی ویتو به زیبایی چرخه ی رگنارُک را به رشته ی تحریر در میاورد و با کمک گرفتن از حوادث گذشته ی این شخصیت و ذات طبیعی چرخه ی مذکور داستانی خارق العاده را روایت میکند.
مایکل اومینگ در این 5 شماره یک نامه ی عاشقانه مینویسد، نه فقط برای تور بلکه برای کل صنعت کامیک بوک؛ زیرا که به طرز شگفت آوری چرخه ی مرگ و تولد پس از آن را نشان میدهد

نِدای میولنیر ( شماره 380 از سری کامیک های تور )

هواداران شخصیت تور به طور یقین میدانند یکی از نویسندگانی که باعث گسترده تر شدن سیطره شخصیتی تور شده، آقای والت سیمِنسِن هستند. ایشون علاوه بر نویسندگی شخصا طراحی بعضی از صفحات را نیز به همراه همکار با استعدادش سال بواسیما انجام میدادند. در شماره 380 از سری کامیک های تور این نویسنده قهرمانِ چکش به دستِ دوشت داشتنی ما را مقابل یک دشمن سر سخت قرار داد، مار میدگارد !
پیش از این رویارویی، تور بسیاری از دشمنان خود را مغلوب کرده بود و سعی در حفظ آرامش ازگارد و باقی قلمروها داشت. اما این بار کمی اوضاع متفاوت است؛ هلا تور را نفرین کرد تا دچار ضعفی در استخوان هایش شود ولی تنها این نیست که کار را برای تور سخت میکند، او باید مقابل جورماگند، مار میدگارد قرار گیرد، دشمنی که میتواند دورِ کل سیاره بپیچد و آن را در هم شکند!
اما این شماره تنها بخاطرِ یک نبردِ نفس گیر خاطره انگیز نیست. سیمِنسِن با خلاقیت و استعداد تمام سعی کرد اندازه ی ماورایی این مار را در این جلد طوری ترسیم کند که مخاطبِ کامیک دچار نوعی سخره نسبت به این نبرد میان یک مار عظیم الجثه و یک ازگاردی با اندازه ای کوچک تر نشود، او حثه ی مار را در تمام صفحات کامیک بوک به طور پیوسته ای رسم کرد. این کار تا به آن زمان مرسوم نبود و بعنوان یک حرکت نمادین در صنعت کامیک بوک مرسوم میشود.

شماره های 1 تا 6 از ولیوم سوم کامیک های تور

سلسه ای از اتفاقات به طور متناوب باعث شد تور قبل از شروع اولین جنگ داخلی از جمع دوستانِ زمینیش خارج شود. اما بعد از اینکه تونی استارک سعی کرده بود، یک نسخه ی شبیه سازی شده از تور بسازد و شکست خورد تور به زمین برگشت!
مایکل استراچینسکی و الیور کویپِل با درایتی وصف نشدنی شخصیت تور را دوباره نویسی کردند و او را برای یک دنیای پس از جنگ داخلی در مارول آماده کردند. استراچینسکی و کوپیل تور را وارد یک بازی با شخصیت ها و مکان های جدید کردند و او را به فُرمی انسانی تر تبدیل کردند، البته لازم به تذکر است که نویسنده در کمالِ رشادت در این بازنویسی به عواملِ پایه ی شخصیت تور رسوخ کرده و به مخاطب نشان داد تور چه راهی را تا به این جا از اول خلقتش طی کرده است و به زیبایی توانست با واکاوی شخصیت تور به ما بفهماند چرا تور را دوست داریم ؟!
از بین این شش شماره، شاید بتوان شماره ی سوم آن را بعنوان یک شماره ی طلایی در نظر گرفت، طی این شماره تونی استارک و تور مکالمه ای دوستانه دارند در مورد شبیه سازی کردنِ او و اینکه تور نسبت به این کار چه احساسی دارد! ( خطر اسپویل برای کسانی که این شماره را نخواندند: در این شماره تور و تونی استارک به شدت با یک دیگر درگیری پیدا میکنند و موجب خلق پنل های زیبایی میشود، خالی از لطف نیست اگر بگویم تور در این نبرد سخت پیروز میشود. )

تصنیفی از بتا ری بیل ( شماره های 337 تا 340 سری کامیک های تور )

باز هم از والت سیمِنسِن باید حرف بزنیم. اینطور آغاز میکنم که کورباینایت ها اقوامی بودند که در امپراتوری خود هزاران سال در صلح و آرامش زندگی میکردند. آنها بسیار متمدن و پیشرفته بودند؛ سیمنسن نیز از این نژاد شخصیتی با صورت اسب بنام بتا ری بیل را معرفی کرد و به او قدرت های تور را بخشید ولی بتا ری بیل تمام شکوه و جلال تور را با چکشِ خود تور به سرش کوبید. اما از وجه دیگر، سیمنسن قهرمانی دیگر خلق کرد که شایستگی حضور در بین اساطیرِ دنیای مارول را داشت.
در این داستان، سیمنسن تور را از یک قهرمان دو بعدی به قهرمانی ایده آل تبدیل میکند. برای انجام این کار، نویسنده از شخصیتِ بتا ری بیل که نمونه ای از شخصیت های فداکار میباشد استفاده میکند و تور زیرِ ذره بینِ بتا ری بیل قرار میگیرد. این ذره بین به مخاطب ها و خود تور نشان میدهد چگونه یک ابرقهرمان باید تلاش کند تا به بهترین نسخه از خودش تبدیل شود و در بعضی از مخاطرات بجای دشمن تراشی های بی جا به روابط دوستانه تری روی بیاورد و اینگونه مشکلی که بین او و بتا ری بیل ایجاد شده بود، رفع شد.

آخرین ایستادگیِ اسکرج ( شماره ی 362 از سری کامیک های تور )

شاید پرسشی برای شما ایجاد شده باشد که چرا در این لیست تا این حد به نوشته های والت سیمِنسِن توجه شده است. دلیل اصلی این مهم بخاطر توجه سیمنسن به شخصیت های در کنج مانده، روابطِ ناقصِ توجه نشده و رساندن آن ها به حد اعلی میباشد. سیمنسن کاری میکند یک شخصیت که تا به آن روز در کامیک های تور تنها یک یا چند دیالوگ داشت به درخششی برسد که در خاطرات هواداران ماندگار شود. در این وهله منظور من شخصیت اسکرجِ جلاد می باشد. او یکی از اشخاصی بود که به آمورای جادوگر خدمت میکرد و شخصیت ناچیزی به حساب می آمد. اما وقتی هِلا با نیروهایش به ازگارد حمله کرد، اسکرج یک تصمیم سرنوشت ساز گرفت. او از این که مورد تمسخر دیگران قرار گیرد خسته شده بود، اسکرج ماند و با نیروهای هلا رو به رو شد و جایگاه واقعیش را در والهالا بدست آورد. سیمنسن یک شعرِ مرگِ زیبا برای اسکرج نوشت، شعری که او را از بعیدترین نقطه ی ممکن در زندگیش به یک قهرمان حقیقی تبدیل کرد. در متن پایین قطعه ای زیبا از این شعر حماسی را میخوانیم.

… و وقتی یک تازه وارد در مورد کسی که حتی هلا برایش احترام قائل بود میپرسید، جواب همیشه یک چیز بود. او کسی بود که در گالبرو تنها ایستادگی کرد و همین جواب گویای همه چیز بود.

این شخصیت در فیلم تور: رگنارُک نیز حضور داشت و بعنوان یکی از خدمتکاران و جلادِ هلا معرفی شده بود و آخرین ایستادگی وی در پایان بندی فیلم از همین شماره اقتباس شده بود.

حماسه ی سرتور ( شماره های 340 تا 353 از سری کامیک های تور )

صدای صاعقه در میلیاردها میلیارد دنیا طنین انداز شده است … رستاخیر!

والت سیمنسن از ابتدای داستان سرایی خود برای شخصیت تور شروع به ساخت یک تهدید همه جانبه کرد تا بتواند بعنوان یک چالش نهایی برای تور از آن استفاده کند و او دست به پرداختِ شخصیت سرتور، غول آتشین برد و با آغازِ داستان حماسه ی سرتور میراثش برای شناخته شدن بعنوان یکی از برترین نویسندگان تور برای آیندگان بر جای گذاشت. تنها یک چیز است که باعث میشود در یک دوره ی یک ساله یک تهدید خودش را خطرناک جلوه دهد، و آن قهرمانیست که بتواند این پاسخگوی این تهدید در میدان نبرد باشد و چه قهرمانی مناسب تر از شاهزاده ازگارد ؟
طی زمان ها سرتور و تور با یک دیگر مناقشاتی داشتند و هواداران نیز شیفته ی این ماجراجویی ها و شیمی بین تور و شخصیت های مکمل آن در این سفرها بودند.
البته فقط نویسندگی سیمنسن نبود که حال و هوای اساطیری – حماسی به این داستان ها داده بود، طراحی و رنگ پردازی های جان وُرک من و کریستی شیل نیز در خارق العاده شدن این داستان ها دخیل بودند.
والت سیمنسن در فیلم تور 2011، بعنوان یکی از اهالی ازگارد کمئو داشت و اینگونه ادای احترامی به نوشته ها و داستان هایش شد.

منبع:
Newsarama

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − نه =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن